سالروز ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها

سالروز ازدواج آسمانی امام علی ع و حضرت زهرا س گرامی باد

با حمایت مالی/معنوی از خاکریزفرهنگی وارثین در ترویج فرهنگ ناب ایرانی-اسلامی و مقابله جدی با تهاجم فرهنگی سهیم شوید. چند مورد از روش های حمایت معنوی: - مراجعه روزانه به تارنمای خاکریز و مطالعه چند مورد از مقالات - معرفی خاکریزبه دوستان - انتشار مقالات در شبکه های اجتماعی

اولین روز از ماه ذی الحجه سالروز ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد. در این مقاله از خاکریز فرهنگی وارثین مطالبی در مورد سادگی و شکوه امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها ارائه شده است

دوران کودکی حضرت زهرا سلام الله علیها با همۀ تلخی ها و دشواریها گذشت، دوران جوانی فرا رسید. اکنون جا دارد با پشت سر گذاشتن آن همه فراز و نشیب در زندگی، مرحله دیگری را شروع کند. ناگفته پیداست حضرت زهرا سلام الله علیها در این مرحله دارای چه موقعیت حساس و منحصربفردی است. از یک طرف دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم است از طرف دیگر از چنان شخصیتی برخوردار است که پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در مقابلش برمی خیزد و دست و سرش را می بوسد و او را بجای خود می نشاند.[۱] به همین علّت چشم همه به خانه پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم دوخته شده است تا ببینند پرنده سعادت و خوشبختی بر بام خانۀ چه کسی می نشیند و چه کسی افتخار همسری دختر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم را پیدا می کند. چه کسی می تواند کفو و هم شأن حضرت فاطمه سلام الله علیها باشد.

حضرت زهرا سلام الله علیها خواهان بسیاری داشت و از هرطرف مورد خواستگاری بزرگان و رؤسای عرب و اشراف و ثروتمندان قریش قرار گرفت.[۲] ولی هروقت کسی مسأله ازدواج با او را با پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در میان می گذاشت برخورد پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم چنان بود که گویی آن شخص مورد غضب رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته یا در این باره وحی نازل شده است.[۳] اصحاب هرکدام به نحوی جواب نامساعد دریافت داشتند و از ازدواج با حضرت زهرا سلام الله علیها مأیوس شدند؛[۴] لذا امام علی علیه السلام را تشویق کردند تا از دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کند. سلمان می گوید: روزی عده ای از اصحاب به جستجوی امام علی علیه السلام پرداختند ولی او را در منزلش نیافتند. اطلاع یافتند که در نخلستان یکی از انصار با شترش آبکشی می کند و درختان را آبیاری می کند. به جانب آن حضرت شتافتند، چون امام علی علیه السلام آنها را دید پرسید: از کجا می آیید و به چه منظور آمده اید؟ یکی از آنها گفت: یا امام علی علیه السلام تو در تمام کمالات بر سایرین برتری داری و از موقعیّت خود و علاقه ای که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به تو دارد کاملا آگاهی، بزرگان قریش برای خواستگاری حضرت زهرا سلام الله علیها آمدند ولی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم دست رد بر سینۀ همه زد و تعیین همسر حضرت زهرا سلام الله علیها را به دستور خدا حواله داده است. گمان می کنیم خدا و رسولشصلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا سلام الله علیها را برای تو گذاشته اند و شخص دیگری قابلیّت این افتخار را ندارد. نمی دانیم چرا در این مورد اقدام نمی کنی؟

علی فرمود: احساسات و خواسته های درونی مرا تحریک نمودی و به موضوعی که از آن غافل بودم توجه دادی، بخدا قسم همه خواستگار فاطمه اند و من هم بدین موضوع علاقه دارم.

آنگاه امام علی علیه السلام شترش را از کار بازداشت و بمنزل آورد و استحمام نمود، وضو گرفت و عبای تمیزی بر تن کرد، کفشهایش را پوشید و نزد پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم رفت. داخل منزل شد، سلام داد و نزد پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نشست و از خجالت سرش را به زیر انداخت و نتوانست تقاضای خویش را در میان بگذارد، مدّتی طول کشید و هردو ساکت بودند، بالاخره پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم سکوت را شکست و فرمود یا امام علی علیه السلام گویا برای حاجتی نزد من آمده ای که از اظهار آن خجالت می کشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش که تمام خواسته هایت قبول می شود.

گفت: ای رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانۀ شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم، بهتر از پدر و مادر، در تربیت و تأدیب من کوشش نمودی، به برکت وجود شما هدایت شدم. یا رسول اللهصلی الله علیه و آله و سلم بخدا سوگند اندوختۀ دنیا و آخرت من شما هستید. اکنون موقع آن شده که برای خود همسری انتخاب کنم و تشکیل خانواده دهم تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهای خویش بکاهم، اگر صلاح بدانی دختر خود حضرت حضرت فاطمه سلام الله علیها را به عقد من درآوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.[۵] پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با تقاضای امام علی علیه السلام موافقت کرد و فرمود: شما مقداری صبر کنید تا من این موضوع را با دخترم در میان بگذارم، سپس به نزد حضرت زهرا سلام الله علیها رفت و به دخترش فرمود: حضرت علی علیه السلام تو را از من خواستگاری کرده است، تو پیوند او را با ما و پیشی او را در اسلام می دانی و از فضیلت او آگاهی، زهرا(س) بی آنکه چهرۀ خود را برگرداند خاموش ماند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چون آثار خشنودی را در او دید فرمود: اللّه اکبر، خاموشی او علامت رضای اوست. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم پس از کسب اجازه به نزد امام علی علیه السلام آمد و درحالیکه لبخندی بر لب داشت فرمود: یا امام علی علیه السلام آیا چیزی داری که مهریۀ دخترم باشد، امام علی علیه السلام فرمود: حال من بر شما پنهان نیست، جز شمشیر و زره و شتری آبکش چیزی ندارم، فرمود: شمشیر را برای جهاد و شتر را برای آب دادن خرما و انجام کار برای خانه و بارکشی در سفر می خواهی، زره را مهر قرار می دهم[۶].[۷] بدین ترتیب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا سلام الله علیها را با امر خداوند به عقد امام علی علیه السلام درآورد.[۸]

حضرت علی علیه السلام زره را ۴۰۰ درهم فروخت[۹] و بهایش را خدمت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم تقدیم کرد رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم بی آنکه پولها را بشمارد، پولها را به سلمان و بلال و چند نفر دیگر داد تا اسباب و لوازم زندگی مورد نیاز برای حضرت زهرا سلام الله علیها خریداری کنند بدین ترتیب جهیزیه فاطمه زهرا(س) تنها با فروش زره امام علی علیه السلام به ترتیب زیر خریده شد و به منزل پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم منتقل گردید.

پیراهن و روسری و قطیفۀ مشکی بافت خیبر، تختخواب از برگ خرما، دوتشک که یکی از لیف خرما و دیگری از پشم گوسفند پر شده بودند، ۴ عدد بالش چرمی پر شده بوسیلۀ گیاه ادخر، پرده پشمی، حصیر هجری، آسیای دستی، لگن مسی، مشک چرمی، کاسۀ چوبی، کاسۀ شیردوشی، آفتابه، سبوی گلی سبز، یک عدد پوست برای فرش خانه و دوکوزۀ گلی.

در آن زمان این اثاث مختصر و ساده، مخصوص طبقات فقیر بود. چون این جهیزیه را خدمت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم آوردند فرمود: خدایا این عروسی را با خانواده ای که اکثر ظرفهایشان گلی است مبارک گردان.[۱۰]

اثاث خانۀ امام علی علیه السلام هم عبارت بود از شن نرمی که در کف اتاق پهن کرد و یک چوب که برای پهن کردن لباس به دیوار کوبیده شده بود و یک عدد متکا از لیف خرما و یک عدد پوست که روی آن می نشست.[۱۱]

این درس عملی بزرگ برای مسلمین است. پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم می توانست بعنوان اینکه باید مراعات شئون را کند و بگوید دختر من هم بهترین و بافضیلت ترین دخترها و دامادم از بزرگان صحابی و جانشین من و سردار بزرگ اسلام است، جهاز و عروسی مفصل و بی نظیری طبق معمول آن روزگار تدارک ببیند، و حتی افرادی پیشنهاد تقبل هزینه جهیزیه و عروسی را به ایشان کردند امّا پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم موافقت نکرد. زیرا شخص اوّل و دوّم اسلام بودند باید دارای مراسمی در کمال سادگی باشد تا برای مسلمین و زمامداران آینده درس عملی باشد.

بهرحال بعد از مدتی مراسم عروسی در کمال سادگی برگزار گردید وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها خواست از خانۀ پدر به خانۀ شوهر برود، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا امام علی علیه السلام عروسی بی مهمانی نمی شود.[۱۲] سعد گفت: من گوسفندی می دهم، عده ای دیگر هم چیزی دیگر هدیه کردند.[۱۳] آنگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام فرمود هرکس را می خواهی دعوت کن. به دعوت امام علی علیه السلام عده ای برای این جشن بزرگ و ساده حاضر شدند.[۱۴]

پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به زنها فرمود: حضرت زهرا سلام الله علیها را آماده کنند، آنگاه حضرت زهرا سلام الله علیها را خواست دست او را در دست امام علی علیه السلام گذاشت و فرمود: خداوند دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم را برای تو مبارک گرداند. یا امام علی علیه السلام !حضرت فاطمه سلام الله علیها همسر خوبی است. به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: امام علی علیه السلام خوب شوهری است. سپس به دختران عبد المطلب و زنان مهاجر و انصار چنین فرمود: عروس و داماد را با شور و شادی همراهی کنند ولی کلامی نگوئید که خدا را خوش نیاید.

عروس را بر مرکب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم سوار کردند. سلمان زمام دار استر بود، زنان باشور و شادی و تکبیرگویان عروس و داماد را تا خانه شوهر همراهی کردند. وقتی به در خانۀ داماد رسیدند، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به سلمان دستور داد تکبیر بگوید. مردم هم با او تکبیر گفتند. از آن شب به بعد تکبیر گفتن در عروسیها به صورت عادت درآمد.[۱۵] صبح تازه با هوای تازه:

فراد صبح پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با کاسه ای بخانه عروس و داماد آمد. از امام علی علیه السلام پرسید همسرت چگونه بود؟ عرض کرد: بهترین کمک برای اطاعت خداست. از حضرت زهرا سلام الله علیها پرسید: شوهرت چطور است؟ گفت: بهترین شوهر است، خداوند بهترین مردان را نصیب من کرده است.[۱۶]

چند روز بعد از عروسی، پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم بدیدن دخترش رفت. به حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود: همسر خوبی داری قدرش را بدان و از فرمانش سرپیچی نکن، سپس به امام علی علیه السلام فرمود: با همسرت مدارا کن، آنگاه در بارۀ آنان دعا کرد و به خانه بازگشت.[۱۷] منزل حضرت فاطمه سلام الله علیها کمی از خانۀ پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم دور بود. لذا پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم خواست او را در حجره خود جای دهد. حارثه بن نعمان آگاه شد خانه خود را در اختیار آنها قرار داد. بدین سان خانه آنان به منزل حارثه در نزدیکی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم منتقل شد.[۱۸]

حتما بخوانید:   حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

روزی فاطمه زهرا(س) و امام علی علیه السلام از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردند تا کارهای خانه را بین آنها تقسیم کند. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کارهای داخل خانه را حضرت زهرا سلام الله علیها انجام دهد و کارهای خارج خانه برعهدۀ امام علی علیه السلام باشد. حضرت زهرا سلام الله علیها می گوید خدا می داند که من چقدر از این مطلب خوشحال شدم که کارهای خارج خانه برعهدۀ من نیفتاد.[۱۹]

حضرت علی علیه السلام هیزم جمع می کرد و آب می کشید و خانه را جارو می زد، حضرت زهرا سلام الله علیها آسیا می کرد و خمیر تهیه می نمود و نان می پخت.[۲۰]

روزگار بر مسلمین به سختی می گذشت و شرائط دشوار اقتصادی بر جامعه اسلامی حکمفرما بود، اکثر مسلمین در فقر و تهیدستی زندگی می کردند، ولی خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در این رهگذر از همه بهرۀ بیشتری از قناعت داشتند، آنان بیشتر از همه بر خود سخت می گرفتند و اگر هم لقمه نانی در خانه آنها یافت می شد دیگران را بر خود ترجیح می دادند. در زمانی که ۴۰۰ فقیر در مسجد زندگی می کنند[۲۱] خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با توجه به موقعیتی که دارند به خود اجازه نمی دهند از کمترین امکانات رفاهی استفاده کنند، و این در حالی بود که اگرهم استفاده می کردند نه تنها مورد اعتراض مردم قرار نمی گرفتند بلکه باعث خوشحالی آنان نیز می شدند، ولی آنان به خاطر همدردی با مستمندان جامعه از کمترین امکانات بی بهره بودند.

فرش خانۀ آنها پوست گوسفندی بود که شب رویش می خوابیدند و روز رویش به شتر خود غذا می دادند.[۲۲]

روزی گرفتاری و سختی به شدّت به حضرت زهرا سلام الله علیها فشار آورد به خانه رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد: یا رسول اللّهصلی الله علیه و آله و سلم غذای ملائکه چیست؟ فرمود: حمد و ثنای خداوند، عرض کرد: پس غذای ما چیست؟ فرمود: دخترم به خدا در خانۀ آل محمّدصلی الله علیه و آله و سلم مدّت یکماه است که آتشی برای طبخ غذا روشن نشده است.[۲۳] روزی رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها آمد، دخترشان حضرت فاطمه سلام الله علیها قطعه نان جو خشک شده ای که در منزل داشت نزد پدر گذاشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از آنکه نان خشک را خورد فرمود: دخترم این اوّلین لقمه نانی بود که پدرت بعد از سه روز خورده.[۲۴] روزی امام علی علیه السلام به حضرت فاطمه سلام الله علیها گفت آیا چیزی برای خوردن در منزل داریم؟ گفت به خدا سوگند سه روز است که خود و فرزندانم امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام گرسنه ایم. در این مدت غذای خود را به شما می دادیم. گفت: پس چرا به من خبر ندادید؟ گفت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم مرا نهی کرد از اینکه چیزی از شما بخواهم که نتوانی برایم مهیا کنی.

امام علی علیه السلام از خانه خارج شد دیناری از کسی وام گرفت. در بین راه مقداد را دید که در هوای بسیار گرم در راه ایستاده است. گفت: مقداد چه شده است که در هوای بسیار گرم در راه ایستاده ای؟ گفت: ای امام علی علیه السلام به خدا قسم که گرسنگی زن و بچه مرا از خانه بیرون کشانده است. چون گریه بچه ها را از گرسنگی دیدم از خانه بیرون آمدم. امام علی علیه السلام گفت: بخدا من نیز برای همین از خانه بیرون آمدم. این دینار را وام گرفته ام. اما تو را بر خود مقدم می شمارم. پول را به مقداد داد و خود به مسجد رفت. روز و شب بر حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها می گذشت و گاه تا چند روز در خانۀ آنها غذایی پیدا نمی شد، اگرهم پیدا می شد به دیگران انفاق می کردند. گرچه خود در عسرت و تنگدستی بودند. امام علی علیه السلام روزها در نخلستانها به آب دادن نخل می پرداخت و دسترنج خود را به مستمندان و یتیمان می داد درحالی که چه بسا خود و فرزندانش در نهایت احتیاج بودند.

روزی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بر حضرت زهرا سلام الله علیها وارد شد، فرمود: دخترم چطوری، فاطمه جواب داد: درد می کشم و غذایی هم برای خوردن نداریم، فرمود: دخترم آیا راضی نیستی که سرور زنان جهان باشی؟[۲۵] وضع زندگی مسلمانان مقداری بهبود یافته بود، در اثر تقسیم غنائم بین مسلمین و درآمدهای دیگر مقداری از فشار اقتصادی مسلمین کاسته شده بود ولی خانوادۀ امام علی علیه السلام نه تنها از نظر خوراک در مضیقه بودند بلکه از لحاظ پوشاک نیز به اندک قناعت می کردند آنها آنچنان زهد می ورزیدند که حتی برای پوشش خود از نامحرم دچار مشکل می شدند. سلمان روزی بخانه حضرت زهرا سلام الله علیها آمد دید چادر او از چند جا پینه خورده است سلمان ناراحت شد خدمت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم رسید. خدمت ایشان اظهار ناراحتی کرد که دختران کسری لباس حریر بر تن دارند و دختر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم چادری پرپینه بر سر دارد. حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کرد: پدر!سلمان از چادر وصله خوردۀ من تعجّب می کند. به خدا پنج سال است که من در خانۀ امام علی علیه السلام بسر می برم و تنها پوست گوسفندی داریم که روزها شترمان را بر آن علف می خورانیم و شبها روی آن می خوابیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سلمان حضرت زهرا سلام الله علیها از السابقون است.[۲۶] روزی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با یکی از اصحاب بدیدن حضرت زهرا سلام الله علیها آمد اجازه خواست تا وارد منزل شود. حضرت زهرا سلام الله علیها گفت پدر جز عبائی ندارم پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: به گونه ای سرت را بپوشان وقتی که حضرت زهرا سلام الله علیها با راهنمایی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم خود را پوشاند پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و همراهش وارد شدند پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم دید که چهرۀ حضرت زهرا سلام الله علیها بشدت زرد شده است. فرمود: دخترم چهره ات چرا زرد است، گفت: یا رسول اللّه از شدت گرسنگی. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در حق وی دعا کرد.[۲۷]

این حادثه در بعد از فتح مکه و گشایشی که در وضع مردم ایجاد شده بود اتفاق افتاده است. از اینجا معلوم می شود زهد خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم تا چه حد بوده است.

نکته بسیار آموزنده در این گفتگوها بیان واقعیّت و برخورد طبیعی و صحیح با مسأله است. اینکه حضرت حضرت زهرا سلام الله علیها در جواب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم می گوید«از گرسنگی است ک رنگم پریده»به معنای گله یا شکایت نیست. عکس العمل پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در این مواقع و رفتار خود حضرت حضرت زهرا سلام الله علیها گویای مطلب است. امام علی علیه السلام فرمانده بزرگ و شخص دوّم اسلام همیشه از این جنگ به جنگ دیگر و از مأموریتی به مأموریت دیگر می رفت. در این ایام تمام کارهای درون و بیرون خانه از پختن غذا و شستن لباس و بچه داری و آب کشیدن و تربیت بچه ها و خلاصه تمام کارها بر دوش حضرت فاطمه سلام الله علیها بود ولی آنگونه به وظائف خود عمل می کرد که امام علی علیه السلام خود در این باره می گوید: «حضرت زهرا سلام الله علیها محبوب ترین کس در دیدۀ پدر بود او در خانۀ من چندان با مشک آب کشید که جای بند مشک در سینه اش دیده می شد آنقدر با دستاس آسیاب کرد که کف دست او پینه بست و آنقدر در نظافت و جارو زدن خانه و پختن غذا و نان زحمت کشید که تمام لباسهایش کثیف شد و رنگ خاک گرفت، کار به شدّت بر او سخت شد و در جسم او اثر گذاشت».[۲۸]

آنها این امکان را داشتند که از وجوه خدمتگذار در خانه استفاده کنند و مثل دیگران از درآمد غنیمت و دیگر درآمدها از کنیز و نوکر استفاده کنند و این همه خود را دچار زحمت نسازند. ولی بخاطر حسن همدردی با فقرای مسلمین و ۴۰۰ انسان نیازمندی که در صفه کنار مسجد زندگی می کردند. حضرت زهرا سلام الله علیها خود شخصا تمام کار خانه را انجام می داد و تنها کسی که در این کار او را کمک می کرد شوهرش امام علی علیه السلام بود. این هم در صورتی میسّر بود که ایشان در جنگ یا مأموریت نباشد.

روزی پیامبر( ص) بخانه فاطمه(ع) آمد دید امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها مشغول آسیا کردن هستند. پرسید: کدامتان خسته تر هستید؟ امام علی علیه السلام عرض کرد: حضرت زهرا سلام الله علیها ، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نشستند و علی را در آسیا کردن کمک کردند.[۲۹]

حضرت فاطمه سلام الله علیها گاهی اوقات تنها بود و چه بسا در یک لحظه مجبور بود چند کار انجام دهد، ولی هیچگاه اظهار ناراحتی نکرد و همواره و در هر حال خدا را شاکر بود.

روزی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بدیدن دخترش آمد، حضرت زهرا سلام الله علیها را دید که لباس کم ارزش از پشم شتر پوشیده و با دستش آسیا می کند و بچه اش را در دامن نهاده شیر می دهد. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم از دیدن این منظره اشکش جاری شد و فرمود: دخترم سختی دنیا را بچش تا به شیرینی نعمتهای آخرت برسی. حضرت فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: ای رسول اللّه، خدا را به نعمتهایش سپاس می گویم.[۳۰]

کارهای سنگین خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را در سختی و تنگنا قرار داد بحدی که سلامتی اش به خطر افتاد. امام علی علیه السلام روزی به او گفت: چرا از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم خادمی نمی خواهی تا در کارهای سخت خانه ترا یاری دهد. حضرت زهرا سلام الله علیها به نزد پدر رفت، ولی خجالت کشید و بدون آنکه چیزی بگوید برگشت. روز بعد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه آنها آمد فرمود: حضرت زهرا سلام الله علیها ! دیروز برای چه به منزل ما آمدی؟ حضرت زهرا سلام الله علیها خجالت کشید و چیزی نگفت. حضرت علی علیه السلام عرض کرد: یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم او از سختی کار خانه سلامتی اش در خطر قرار گرفته است از او خواستم نزد شما بیاید و خدمتکاری برای خود بخواهد. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا چیزی به شما بیاموزم که از خدمتکار بهتر باشد؟ عرض کردند، بفرمائید. فرمود: وقتی خواستید بخوابید ۳۳ مرتبه سبحان الله ۳۳ مرتبه الحمد الله ۳۴ مرتبه اللّه اکبر بگویید. حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کرد: از خدا و رسولش راضی شدم.[۳۱]

حتما بخوانید:   انواع گریه بر سیدالشهداء (امام حسین) علیه السلام

در این ایام امام علی علیه السلام می توانست به عنوان اینکه دوّمین شخص اسلام است و همیشه در خارج از خانه بسر می برد به جای خود کسی را برای کمک به همسرش در خانه به استخدام درآورد. امّا می بینیم از این اندک امکانات هم استفاده نکردند و زندگی را به قناعت و زهد می گذراندند. حتی زمانیکه درآمدهای سرشار از اطراف به مملکت اسلامی سرازیر شد و همه مردم در رفاه قرار گرفتند، زندگی آنها با سابق چندان تفاوتی نکرد. حتی بعدا با وجود اینکه خدمتکاری که یکی از اصحاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بخشیده بود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را برای کمک در کار به خانۀ زهرا(س) فرستاد بازهم از مشکلات کار چندان کم نشد، زیرا بعد از اینکه آن خدمتکار در خانۀ آنها مشغول شد نه تنها کارهای خانه بر دوش خدمتکار نیفتاد، بلکه پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم کارها را بین فاطمه زهرا(س) و خدمتکار خانه تقسیم کرد. سلمان روزی بخانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها آمد دید که حضرت زهرا سلام الله علیها در کنار آسیا دستی نشسته و مشغول آرد کردن جو است. امام حسین علیه السلام هم از گرسنگی در گوشه ای از خانه می گرید. سلمان گفت: ای دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم دستهای شما زخمی شده، فضه حاضر است، چرا اینکار را به او واگذار نمی کنید؟

گفت: پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم مرا سفارش کرد که کار خانه را یکروز من و روز دیگر فضه انجام دهد. دیروز نوبت فضه بود امروز نوبت من است. سلمان گفت: من بندۀ آزادکردۀ شما هستم، اجازه دهید که یا در آسیا کردن یا در آرام کردن امام حسین علیه السلام شما را کمک کنم. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: من حسین (ع) را بهتر آرام می کنم، شما جو را آسیا کنید، سلمان مشغول دستاس کردن شد تا کمکی به حضرت زهرا سلام الله علیها کرده باشد.[۳۲]

عادت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بود هروقت به مسافرت می رفت آخرین فردی را که ملاقات می کرد حضرت فاطمه سلام الله علیها بود و هرگاه از سفر بازمی گشت اوّلین خانه ای که وارد می شد خانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها بود. در جواب سؤال دیگران که چرا چنین می کنید، می فرمود: دلم برای فاطمه تنگ می شود.[۳۳] با توجه به شدت علاقه پیامبر به دخترش و زندگی زاهدانۀ دخترش، روزی پس از بازگشت از سفر به خانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها وارد شد. پرده ای بر در و گلوبندی که امام علی علیه السلام از سهم خود خریده بود بر گردن دخترش دید. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برخلاف معمول با ناراحتی فرمود: دخترم از اینکه مردم می گویند دختر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم هستی مغرور شدی و لباس جباران بر تن می کنی!حضرت زهرا سلام الله علیها ناراحت شد، گردن بند را فروخت و با آن بنده ای را آزاد کرد و باعث شادی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم شد۴٫[۳۴]

در تفاسیر آمده سالها بعد از هجرت و قوت گرفتن اسلام امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام بیمار شدند و پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با جمعی از اصحاب از ایشان عیادت کردند. بعضی گفتند چه خوب است برای بهبودی فرزندانت نذر کنی، امام علی علیه السلام نذر کردند که اگر کودکان بهبودی یافتند سه روز روزه بدارند. همه افراد خانه در این نذر با امام علی علیه السلام شرکت کردند و بچّه ها شفا یافتند. بعد از بهبودی کودکان امام علی علیه السلام جویی تهیه کرد و فاطمه زهرا(س) آنرا آرد کرد و برای افطار نانی تهیّه شد. هنگام افطار هنوز لقمه ای برنداشته بودند که سائلی به در خانه آمد و درخواست کمک کرد. همۀ غذا به سائل دادند و او را بر خود مقدم داشتند و خود با آب افطار کردند برای روز بعد با شکم گرسنه نیّت روزه کردند. غروب روز دوّم یتیمی بر در خانه آمد غذای آن شب به فقیر داده شد و اهل خانه با آب افطار کردند و دو باره با شکم گرسنه نیّت روزه کردند و در روز سوّم اسیری بر در خانه آمد و درخواست غذا کرد و آنان همان عمل را تکرار کردند.

صبح روز چهارم شد. امام علی علیه السلام دست امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را گرفت و نزد رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم آمد.

پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم وقتی بچّه ها را دید که به شدّت ضعیف شده اند گریه کرد و فرمود: چقدر بر من سخت است که شما را به چنین حالی ببینم. در این هنگام جبرئیل با سورۀ «هل اتی» نازل شد.[۳۵] گرمی مهر:

جالب توجه است که با اینهمه گرفتاری و سختی در زندگی و با اینهمه مشکلاتی که مواجه بودند، این مشکلات و سختی ها اندکی اثر منفی بر زندگی آنها نگذاشت. تمام مورخین به اتفاق نوشته اند زندگی خانوادگی امام علی علیه السلام از هرگونه شائبۀ کدورت و ناراحتی به دور بود و هیچ شوهری در خانۀ خود به راحتی امام علی علیه السلام در خانه اش نبود و زندگی خانوادگی او بهترین و سعادتمندترین زندگیها شمرده شده است. و گواه بر این صفا و صمیمیت خانه امام علی علیه السلام کلام خود اوست که فرمود:

به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که حضرت زهرا سلام الله علیها غضبناک شود و حضرت زهرا سلام الله علیها هم هیچگاه مرا خشمناک ننمود. هروقت به او نگاه می کردم تمام غم و غصّۀ من برطرف می شد.[۳۶]

خانۀ حضرت علی علیه السلام کانون محبت و صفا و صمیمیت بود. فاطمه زهرا(س) چنان کانون خانواده را گرم نگه می داشت که خستگی جنگ و مشکل کار در بیرون از خانه از تن شوهرش به در می آمد. روش حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها در برخورد و تربیت کودک هم بخلاف عادت آن دوره همراه با عاطفه و مهربانی بود. امام علی علیه السلام پدری مهربان بود و فرزندانش به مهر و عاطفه پدرانه او خشنود بودند و با آزادی با او صحبت و گفتگو و حتی مباحثه می کردند. فاطمه زهرا(س) نیز چنین بود. تمام حرکات آنها درس و عبرت بود. حضرت فاطمه سلام الله علیها در همان نوازش با کودکان سعی داشت مسائل و احکام الهی و انسانی را به آنها تلقین کند. روزی فرزند دلبندش امام حسن علیه السلام را نوازش می کرد و می فرمود: حسنم مانند پدرت باش، ریسمان را از گردن حق بردار و خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستی نکن.[۳۷]

با اینهمه گرفتاری و کار روزانه شب ها از عبادت و تهجّد شب زنده داری هم غافل نبودند آنقدر شب ها بر سرپا می ایستادند و دعا می کردند که پاهایشان ورم می کرد.[۳۸]

بهرحال با همه سختی و مشکلاتی که بود و با همه فراز و نشیب ها، زندگی گرم و باصفا و صمیمیت آنها به انتهای خود نزدیک می شد و بعد از مرگ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم مردم جامعۀ آن روز در برخورد با آنها رویۀ دیگری در پیش گرفتند، در نتیجۀ خشونتها و حوادث روزهای اوّلیه بعد از فوت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا سلام الله علیها در بستر بیماری افتاد و با همه علاقه و محبّتی که آندو بهم داشتند زمان جدایی ظاهری فرا رسید. حضرت علی علیه السلام در کنار بستر همسرش نشست و افرادی را که در اطاق بودند بیرون نمود سپس زهرا (س) رو به امام علی علیه السلام کرد و گفت: پسرعمو! آیا تاکنون از من دروغ و خیانت دیده ای و یا از زمانی که وارد منزل شدم تاکنون با تو مخالفت کرده ام؟

امام علی علیه السلام فرمود: «هیچگاه به من دروغ نگفتی و خیانت نکردی و با من مخالفت ننمودی به خدای خود سوگند مرگت برای من گران است. چه کنم، همه باید بمیرند، خدای خود را شاهد می گیرم که با مرگت مصیبت پدرت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم برایم تازه می شود. راستی که چقدر سخت و دردناک، تلخ و اندوهبار است.» امام علی علیه السلام سر زهرا(س) به دامن گرفت و به سینه فشار داد و هردو گریستند[۳۹] لحظاتی بعد روح حضرت زهرا سلام الله علیها که در فراغ پدر و از بدرفتاری امت در فشار بود به آسمان عروج کرد و امام علی علیه السلام را با دنیایی گرفتاری و مصیبت تنها گذاشت.
ادامۀ سلوک در فراق همسفر:

آری این زندگی دویار بود که هرگز لحظه ای از اطاعت خدا سر بر نتافتند و رضایت خلق یا نفس را بر رضایت خالق ترجیح ندادند، خود به سختی زندگی کردند و دیگران را از سختی نجات دادند و گرسنه خوابیدند تا دیگران سیر بخوابند. این روش زندگی را حضرت علی علیه السلام بعد مرگ حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز پیمود.

وقتی به خلافت رسید و همۀ بیت المال در اختیار او قرار گرفت و از اطراف حکومت اسلامی طلا و نقره به طرف مرکز حکومت سرازیر شد امام علی علیه السلام نه تنها خود سهمی از آن برنمی داشت بلکه به دیگران هم اجازه استفاده سهمی بیش از سهمشان نمی داد.

وقتی در زمان رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم والی یمن بود، اصحاب خود را از سوار شدن بر شترهای صدقه منع کرد و فرمود: شما در این شترها سهمی دارید و سایر مسلمین هم سهم دارند بنابراین مال اختصاصی شما نیست نمی توانید به تنهایی از آن استفاده کنید.[۴۰]

و آنگاه که به خلافت رسید فرمود: بخدا قسم اگر ببینم اموال مسلمین صداق زنها قرار داده شده باشد و یا در بهای کنیزان صرف شده آنرا برمی گردانم و ضمیمه بیت المال خواهم کرد.[۴۱]

زمانیکه دخترش گردن بندی از بیت المال به عاریه گرفت به ابن رافع نگهبان بیت المال سخت تندی کرد او را مورد ملامت قرار داد که: چرا چنین کردی؟ اگر این کار بار دیگر تکرار شود کیفر سختی در انتظار توست. و اگر دخترم آنرا به رسم عاریه و ضمانت شده نمی گرفت، اوّلین زنی از بنی هاشم بود که دست او را می بریدم. سپس دستور داد همان روز گردن بند را به بیت المال بازگرداندند.[۴۲]

وقتی به وی خبر می دادند انبار بیت المال از طلا و نقره انباشته شده، فقرا را جمع می کرد و همه را بین آنها تقسیم می کرد و برای خود چیزی برنمی داشت. شعبی می گوید در کودکی وارد میدان کوفه شدم دیدم امام علی علیه السلام بر کنار تپه ای از طلا و نقره ایستاده است و با تازیانه خود مردم را کنار می زند و بازمی گردد و طلا و نقره را برمی دارد و میان آنها تقسیم می کند آن قدر امام علی علیه السلام این کار را انجام داد تا طلا و نقره ها تمام شد، راه خانۀ خود را در پیش گرفت درحالی که چیزی از آن برای خود برنداشت.

حتما بخوانید:   استاد رائفی پور : اثبات نام پیامبر (ص) در عهدین 4

من پیش پدرم بازگشتم و گفتم من امروز یا بهترین مردم دیدم یا احمق ترین مردم را؟

پدرم گفت: چه حادثه ای اتّفاق افتاد؟

گفتم: امام علی علیه السلام را دیدم که تمام طلاها و نقره ها را تقسیم کرد و برای خود چیزی برنداشت. پدرم بگریه افتاد و گفت: عزیزیم بهترین مردم را دیدی[۴۳] و این کار هر جمعۀ امام علی علیه السلام بود.

سوید بن غفله می گوید: زمانی که مردم به خلافت با امام علی علیه السلام بیعت کرده بودند، خدمت ایشان رسیدم. دیدم بر روی حصیر کوچکی نشسته است و در آن خانه جز این حصیر چیز دیگری نبود. عرض کردم: یا امام علی علیه السلام بیت المال در اختیار شماست در این خانه جز این حصیر از لوازم دیگر هیچ یافت نمی شود.

فرمود: سوید بن غفله، عاقل در مسافرخانه و خانه ای که باید از آنجا نقل مکان کند تهیّه وسایل نمی کند. ما خانه امن و راحتی داریم که بهترین اسباب خود را به آنجا منتقل کرده ایم، به زودی بسوی آن خانه رهسپار خواهیم شد.[۴۴]

امام در مسجد کوفه معتکف بود مردی وارد مسجد شد هنگام افطار نزد امام علی علیه السلام رفت تا افطار کند. دید امام علی علیه السلام شیشه ای از«قاروت» آرد جو بیرون آورد و مقداری هم به آن مرد عرب داد. امّا مرد نخورد بلکه آنرا در گوشۀ«چپیۀ»خود ریخت و برخاست.

کوچه به کوچه شهر را گشت تا به خانه امام حسن (ع) و امام امام حسین علیه السلام رسید، وارد منزل شد و در منزل آنها شکمش را سیر کرد. بعد قاروت ها را به امام امام حسن علیه السلام و امام امام حسین علیه السلام نشان داد و گفت: مردی در مسجد دیدم از این قاروت ها می خورد، به من هم داد. دلم به حال آن مرد سوخت، اجازه دهید از این غذای شما برای او ببرم. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به گریه افتادند و فرمودند: ای مرد آن امام علی علیه السلام پدر ماست او بدین ترتیب مجاهدۀ نفس می کند.[۴۵]

او رافع نقل کرده است که حضرت گاهی لباس خود را با لیف وصله می زد و هرگاه نان خود را با خورش می خورد، خورش آن سرکه یا نمک بود. بالاتر از این خورش، سبزیجات و اگر بهتر از اینها را می خواست مختصری شیر شتر می خورد، و گوشت بسیار کم می خورد. بهرحال رویۀ امام(ع) در خانه این بود و بین افراد خانواده هم رویۀ قناعت و زهد را حاکم کرده بود. بسیار اتفاق می افتاد که گندم آرد می کرد و بین مردم تقسیم می کرد و خود نان جوی خشک را که غالبا با سر زانوی خود آنرا می شکست می خورد و لباسی می پوشید که غالبا در زمستان او را از سرما حفظ نمی کرد و می لرزید، در دورۀ او اتفاق نیفتاد که یک نفر از مسلمانان بمیرد و سهم او را از بیت المال از امام علی علیه السلام کمتر باشد. بعد از شهادت ایشان امام حسن مجتبی(ع) در یک سخنرانی در بارۀ پدرش چنین گفت:

مردم!دیشب مردی به جوار خدا رفت که از پیشینیان کسی بر او سبقت نگرفت و از پسینیان کسی بپای او نخواهد رسید. چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را به مأموریتی می فرستاد جبرئیل از سوی راست و میکائیل از سوی چپ او را نگهبان بودند تا پیروز برگردد و آنچه از او بجا مانده هفتصد درهم است.[۴۶]

عباس محمود عقاد نویسندۀ شهیر مصری می گوید:

«کدام افتخار از این بالاتر که در کعبه و خانۀ خدا متولد شد و در مسجد خانۀ خدا شربت شهادت نوشید و زندگی او بین آن ابتدا و آن انتها شبیه به همان ابتدا و انتهایی است که جز اتصال بخدا و حق به چیز دیگری اتصال نداشته است و کدام عاقبت و خاتمه ای از این عاقبت و خاتمه افتخارآمیز بزندگانی آن شهید کریم و منصف شباهت دارد اگر امام پیش از آن تاریخ پادشاه بود بهترین خلیفه و بهترین پادشاهی بود که زمین بخود دیده است».[۴۷]

«به پایان آمد این دفتر

حکایت همچنان باقی است»[۴۸]

«و السلام»

پی نوشت ها

[۱] سفینه البحار تألیف شیخ عباس قمی ج ۲ ص ۳۷۴

فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۳ ص ۱۲۷

اعیان الشیعه تألیف سید محسن امین عاملی ج ۱

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۴۰

نور الابصار تألیف شبلنجی ص ۹۴

صحیح تألیف مسلم ج ۷ ص ۱۴۳ -۱۴۲

مرآه العقول تألیف علامه مجلسی ج ۵ ص ۳۲۴

[۲] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۳

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۲۴

[۳] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۲۰ و ۱۲۴

کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۳

[۴] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۰

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۲۰

[۵] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۶ -۳۵۴

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۲۷-۱۲۶

فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۲ ص ۱۴۴

[۶] ریاحین الشریعه تألیف ذبیح الله محلاتی ج ۱ ص ۸۵

سیره المصطفی تألیف هاشم معروف حسنی

المناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۰

کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۶۵

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۹۳-۱۱۲-۱۳۶

[۷] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۶

المناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۴

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۲۷

[۸] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۴۱

صواعق المحرقه تألیف ابن حجر ص ۱۲۵

نور الابصار تألیف شبلنجی ص ۹۶

[۹] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۹

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۱۲

مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۱ شهر آشوب و علامه مجلسی گویند صحیح ۵۰۰ درهم است.

[۱۰] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۵۹

مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۲

ریاحین الشریعه تألیف ذبیح الله محلاتی ج ۱ ص ۹۱

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۳۰

[۱۱] فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۲ ص ۱۴۰

مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۲

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۱۲

[۱۲] فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۲ ص ۱۳۸

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۳۷

طبقات تألیف ابن سعد ج ۳ ص ۱۳

[۱۳] مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۲

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۳۷

[۱۴] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۱۴

[۱۵] مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۵

کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۶۱

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۰۴

[۱۶] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۶۲

[۱۷] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۶۳

[۱۸] طبقات تألیف ابن سعد ج ۸ ص ۱۴

[۱۹] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۱

[۲۰] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۵۱

[۲۱] زندگی فاطمه زهرا تألیف سید جعفر شهیدی ص ۸۵

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۶

[۲۲] طبقات تألیف ابن سعد ج ۳ ص ۱۳

فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۲ ص ۱۳۷

[۲۳] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۵۳

[۲۴] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۴۰

فضائل الخمسه فی صحاح السته تألیف فیروز آبادی ج ۳ ص ۱۳۱

[۲۵] کفایه الطالب تألیف گنجی شافعی ص ۳۶۸

کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۲ ص ۹۵

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۳۱-۲۹

[۲۶] السابقون السابقون اولئک المقربون

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۳۷

مناقب تألیف ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۲۳

[۲۷] بیت الاحزان تألیف شیخ عباس قمی ص ۵۰

ریاحین الشریعه تألیف ذبیح الله محلاتی ج ۱ ص ۱۵۰ -۱۴۸

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۸

[۲۸] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۶۲

[۲۹] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۲

[۳۰] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۵۱

[۳۱] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۶

بیت الاحزان تألیف شیخ عباس قمی ص ۴۳

[۳۲] کشف الغمه فی معرفه الائمه تألیف محقق اربلی ج ۱ ص ۳۶۳

طبقات تألیف ابن سعد ج ۳ ص ۱۷

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۳۴

[۳۳] بیت الاحزان تألیف شیخ عباس قمی ص ۳۹-۳۸

[۳۴] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۲

[۳۵] زندگی فاطمه زهرا(س) تألیف سید جعفر شهیدی ص ۸۴

بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۲۷

[۳۶] تفسیر مجمع البیان تألیف امین الاسلام طبرسی ج ۱۰ ص ۴۰۴

تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبایی ج ۲۰ ص ۲۱۲

[۳۷] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۱۳۴

بانوی نمونه اسلام تألیف ابراهیم امینی ص ۷۹

[۳۸] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۲۸۶

مادر نمونه اسلام تألیف ابراهیم امینی ص ۹۳

[۳۹] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۷۶

[۴۰] علی ابن ابیطالب پیشوای مسلمین تألیف مصطفی زمانی.

[۴۱] شخصیت امام امام علی علیه السلام تألیف عباس محمود عقاد ترجمه سید جعفر غصبان ص ۷۲

[۴۲] بحار الانوار تألیف علامه مجلسی ج ۹ ص ۵۰۳

[۴۳] شرح نهج البلاغه تألیف ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۱۹۹ -۱۹۸

[۴۴] پند تاریخ تألیف موسی خسروی

[۴۵] پند تاریخ به نقل از ینابیع المودۀ قندوزی ص ۱۷۴

[۴۶] مرآه العقول تألیف علامه مجلسی ج ۵ ص ۳۱۰

[۴۷] شخصیت امام امام علی علیه السلام عباس محمود عقاد ص ۲۶۳ -۲۶۲

[۴۸] حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها مظهر همۀ کمالات انسانی و فضائل اخلاقی بودند. ترسیم هریک از این فضائل و کمالات چراغ راه زندگی ما شیعیان خواهد بود. اما در مجموعۀ حاضر فقط به جنبه های خاصّی توجه شده که عبارتند از: زهد و قناعت، سادگی همراه با صفا و صمیمیت و معنویت. ان شاء الله در ادامۀ ترسیم سیمای تابناک حیات این الگوهای انسانی زوایای دیگری از سجایای اخلاقی آنان به تحریر در خواهد آمد.

بازنشر از: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پاسخ دهید

CLOSE
CLOSE

قبل از همه مقالات وبسایت را بخوانید . . .

مطمئنا برای شما هرزنامه نخواهیم فرستاد!

باتشکر، عضویت شما انجام شد

ورود شما را به جمع اعضاء خبرنامه وبسایت تبریک عرض می کنیم!

حمایت مالی