مقدمه

عاشورا و مهدویت، پیوندی عمیق با هم دارند. حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف یـگانه مـنتقم مظلومان عالَم، منتظِر است تا روزی به ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنِی» امام حسینعلیه السلام لبیک گوید و انتقام خون پاک سیدالشهداءعلیه السلام و یاران باوفایش را از ستمگران عالم بگیرد. هدف امام حسینعلیه السلام از مبارزه با مـستکبران و طـواغیت عـصرش این بود تا دین اسـلام را احـیاء و مـردم را از جهل فرهنگی و نادانی سیاسی نجات بخشد و عدالت اجتماعی را در جامعه اسلامی برقرار نماید. حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف نیز با ستمگران، مشرکان و مستکبران جـهان مـبارزه خـواهد کرد تا احکام الهی و سنّت جدش رسول الله(ص) را احـیاء و زمـینه را برای تحقق عدالت اجتماعی در سرتاسر گیتی به معنای واقعی کلمه فراهم نماید.

«عاشورا»، روز مظلومیت امام حسینعلیه السلام و اصحاب وفادار اوسـت، و «مـهدویت»، یـادآور غُربت امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت است. تنهایی آن دو امــام همامعلیه السلام و شباهت یاران و مبــارزه با طاغوت های عصرشان. ..، برخی از نشانه های پیوند عاشورا و انتظار است. محبّت آن دو امامعلیه السلام نسبت به یکدیگر، مـسأله ی انـتقام از خـون سیدالشهداءعلیه السلام، تأکید بر خواندن زیارت عاشورا توسط حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف یـا گـریستن آن حضرتعجل االه تعالی فرجه الشریف برای جدّ غریبش که در زیارت ناحیه مقدسه آمده…، نمونه هایی از همبستگی «عاشورا» و «مهدویت» است. هدف ایـن پژوهش، هدف شناسی عاشورا و مهدویت از منظر حدیث است، و در صدد است تا به این پرسـش پاسـخ دهد که: اهداف مشترک قیام حسینیعلیه السلام و نهضت مهدوی عجل االه تعالی فرجه الشریف چیست؟ روش این تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است، و روش گـردآوری اطـلاعات، کـتابخانه ای است.

۱٫ مفاهیم تحقیق

الف) مهدویت

«مَهدِیّ»، اسم مفعول و به معنای «هدایت شده» است. مـهدویّت نـیز از همین ریشه است، البته گاهی در معنای فاعلی به معنای «هدایت کننده» نیز بـه کـار مـی رود(تونه ای، ۱۳۸۳: ۴۱۶). مهدی(علیه السّلام) مشهورترین لقب آن حضرت نزد شیعه و سنّی است. «مَهدَویّ»، صفت نسبی اسـت یـا منسوب به مهدی است مطلقا، یا منسوب به «مَهدِیّ صاحب الزّمانعجل االه تعالی فرجه الشریف امـام دوازدهم شـیعیان است(معین، ۱۳۸۱، ج۲: ۱۸۶۳).

«مهدویت»، از لحاظ لغوی، مصدر جعلی است که پس از افزودن تای تأنیث به اسمی کـه یـای نسبت به آن اضافه شده است ساخته می شود. بنابراین «مهدویّت»، به معنای مـهدی بـودن، هدایت شده و رهیافته بودن است (سلیمانیان، ۱۳۸۸: ۲۸۲). از امام صادق علیه السلام روایت شده است که می فرماید: اینکه امام عـصر(عـج) را مـهدی می خوانند، بخاطر اینکه به چیز گمشده ای راهنمایی می کند و او را قائم می نامند برای آنـ اسـت که بحقّ قیام می فرماید (مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۵۸). «مهدویّت» به مسائل و موضوعاتی که با حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف مرتبط است گـفته مـی شود: از جمله غیبت، ظهور، تولّد، علائم ظهور، حکومت و اتفاقاتی که پیرامون ظهور حـضرتش بـه وقوع خواهد پیوست؛ و یا به معنای اعـتقاد بـه وجـود منجی موعودعجل االه تعالی فرجه الشریف که فرزند امام حـسن عـسکریعلیه السلام است و در سال ۲۵۵ هجری قمری متولّد شده است که یکی از القاب او قائم می باشد. مـقصود مـا از مهدویّت، گزارشاتی است که در احـادیث و ادعـیه درباره ی حـضرت مـهدی (عـج) بیان شده است.

ب) عاشورا

عاشورا، نـماد قـیام امام حسین علیه السلام و یارانش در مقابل طاغوت های زمانه در کربلا است. مراد ما از عاشورا، حـیات فـکری و سیاسی امام حسینعلیه السلام، بویژه در مبارزه بـا جریان کفر و نفاق اسـت.

ج) رابـطه عاشورا و مهدویت

مقصود از رابطه ی عـاشورا و مـهدویت، پیوندی است که بیانگر رابطه ی عمیق حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف با امام حسینعلیه السلام اسـت، کـه در احادیث، دعای ندبه، زیارت عـاشورا و زیـارت نـاحیه ی مقدسه به ایـن رابـطه ی ناگسستنی اشاره شده اسـت.

۲٫ اهداف مشترک عاشورا و مهدویت

قیام جهانی مهدی موعودعجل االه تعالی فرجه الشریف، مکمل حرکت اصلاحی امام حسینعلیه السلام در نـهضت عـاشورا است. در اینجا به برخی از اهداف مـشترک عـاشورا و قیام مـهدی مـوعود(عـج) اشاره می گردد:

الف) مبارزه بـا جاهلیت

هنگام بعثت پیامبر اکرم(ص)، در دنیا و سرزمین حجاز، جاهلیت حاکم بود و مردمان آن روز، به جنایاتی از جـمله زنـده به گور کردن دختران، زنا، شـراب خواری، قـتل عـام همدیگر، غـارت اموال دیگران و بـت پرستی آلوده بـودند. امیرالمومنینعلیه السلام درباره ی آن دوره فرمود: «شما ای جماعت عرب، بدترین آیین را داشتید و در بد آب و هواترین منطقه زندگی می کردید. در میان سنگلاخ های خـشن و مـارهای سـمّی به سر می بردید و آب گندیده می نوشیدید و غذاهای نـامطلوب مـی خوردید. خـون همدیگر را مـی ریختید و بـا ارحام قطع رابطه می کردید و در همه حال، به بت پرستی و گناه مشغول بودید» (سید رضی، ۱۳۷۸: ۲۶)، اما پیامبر اعظم(ص)، توانست در اندک زمان، آن چنان تحولی در سطح فرد و جامعه ان روز ایجاد نماید کـه پس از مدتی، جامعه ای کاملاً متفاوت با آن چه پیش از آن بوده است، پدید آورد، اما بعد از رحلت پیامبر(ص)، در جامعه ی اسلامی به تدریج در دوران حاکمیت مکتب خلافت و بنی امیّه، فرهنگ جاهلی دوباره احیاء شد و مردمان از زیـست مـؤمنانه خارج و بسوی شهوات و امیال نفسانی گرایش پیدا کردند. از این رو، مفاسد اخلاقی از جمله باده گساری، رقاصی و آوازه خوانی… در جامعه رونق گرفت و از نظر اقتصادی، جامعه، به دو دسته ی فقر و غناء تقسیم شدند. سیدالشهداءعلیه السلام در ایـن شـرایط، چاره ای جز قیام و مبارزه علنی بر علیه یزید نداشت تا مردم را از این جهل کشنده نجات بخشد و به سوی حق راهنمایی نماید. در زیارت اربعین از قـول امـام صادقعلیه السلام در توصیف ابا عبدالله الحـسینعلیه السلام آمـده است:

«خدایا! سیدالشّهدا علیه السلام، در راه تو خون دل ها خورد تا بندگانت را از نادانی و سردرگمی و گمراهی رهایی بخشد»(طوسی، ۱۴۰۷، ج۶: ۱۱۳؛ ر.ک: ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

امام حسینعلیه السلام به سپاه حرّ بـن یـزید ریاحی فرمود: «ألا و إنّ هؤلاء قـد لزموا طاعه الشیطان، و ترکوا طاعه الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطّلوا الحدود، و استأثروا بالفی ء، و أحلّوا حرام اللّه، و حرّموا حلال اللّه، و أنا أحقّ من غیر؛ آگاه باشید که اینها به پیروی از شیطان تن داده اند و اطاعت از خدای رحـمان را رها کرده اند، آشکارا فساد می کنند و به حدود الهی عمل نمی نمایند، بخشی از بیت المال مسلمین را به خود اختصاص داده اند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند و من برای تغییر این وضعیت سزاوارترم» (ابومخنف کـوفی، ۱۴۱۷: ۱۷۲؛ ر.ک: ابـن شعبه حـرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۰؛ مکارم شیرازی، ۱۳۸۸: ۷۹).

اما جاهلیت آخرالزّمان، سخت تر و شدید تر از جاهلیت نخستین خواهد بود.(احزاب/ ۳۳). امام صادقعلیه السلام در این زمینه مـی فرماید: «همانا قائم ما با جاهلان بسیار سرسخت تری نسبت به جاهلانی که رسـول خـدا(ص) در دوران جـاهلیّت با آنها مواجهه بود، روبرو می شود و متحمّل رنج و سختی بیشتری خواهد شد. علّت این جاهلیّت این اسـت کـه رسول خدا(ص) زمانی برانگیخته شد که مردم سنگ، صخره و مجسّمه های چوبی را می پرستیدند، امّا امـام مـهدی(عـج) هنگامی قیام می کند که همه ی مردم برای مقابله با او به تأویل کتاب خدا و احتجاج به آن مـتوسّل می شوند» (ابن ابی زینب، ۱۳۹۷: ۲۹۷). در اینجا به برخی از مصادیق جهل در عصر غیبت (قبل از ظـهور) اشاره می گردد:

۱٫ نشناختن امـام زمـانعلیه السلام: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مَنْ مَاتَ وَ لَایعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»(کلینی، ۱۴۰۷، ج۲: ۲۱). عدم معرفت نسبت به امام زمان عجل االه تعالی فرجه الشریف، یکی از اسـاسی ترین مصداق جهل است، زیرا کسی که اهداف بعثت انبیاء و ضرورت وجود امامت را نداند، قطعاً نسبت به حقّ آنان جفا خواهد نمود، و در گمراهی فکری و رفتاری (انجام رفتارهای غیرعقلانی و انسانی) خواهد زیست و در حـال کـفر و نفاق (مرگ جاهلیت) خواهد مرد.

۲٫ بی اطلاعی از کتاب خدا: پیامبر اکرم(ص) درباره ی مردم آخرالزمان فرمود: «فَعِنْدَهَا یَکُونُ أَقْوَامٌ یَتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ لِغَیْرِ اللَّهِ وَ یَتَّخِذُونَهُ مَزَامِیرَ؛ در آن زمان، گروه هایی قرآن را برای غیر خدا یـاد مـی گیرند و قرآن را وسیله ای برای آهنگ انتخاب می کنند»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۰۶)، یعنی از نور قرآن هدایت نمی جویند و به دستوراتش که برای هدایت و سعادت بشر نازل شده است عمل نمی کنند.

۳٫ جابجائی معروف و منکر: «معروف جای مـنکر و مـنکر جای معروف را خواهد گرفت»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۰۶). در آخرالزمان دروغ گفتن، رشوه گرفتن، بی حجابی و عمل منافی عفت… امری عادی می شود و اگر کسی بخواهد امر به معروف نماید، به شدت با او رفتار مـی شود، گـویا مـنکر به معروف تبدیل شده اسـت. همچنین ارزش های دینی به ضد ارزش تبدیل می شوند، مثلاً افراد راستگو و امانت دار در بین مردم بی ارزش شده، ولی افراد دروغگو و فریبکار محترم می شوند.

۴٫ توجه به تـمایلات نـفسانی(هواپرستی): امیرالمومنین علیه السلام درباره ی عصر ظهور امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف فـرمود: «یظـْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَهِ نِسْوَهٌ کاشِفَاتٌ عَارِیاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَی الشـَّهَوَاتِ مـُسْرِعَاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ؛ در آخرالزمان و نزدیک شدن رستاخیز کـه بدترین زمان ها است، زنان بدون پوشش و برهنه اند، و زینت های خود را آشکار می سازند، به فتنه ها داخل می شوند و به سوی خـواسته های نـفسانی و شـهوانی می گرایند. به لذت ها می شتابند، حرام های الهی را حلال می شمارند، اینان در جهنم جـاودانه خـواهند بود»(ابن بابویه، ۱۴۱۳، ج۳: ۳۹۰)، حضرت حجتعجل االه تعالی فرجه الشریف با همه ی این نادانی ها، انحرافات فکری، نژادپرستی، فساد اخلاقی و اسـتبداد… مـبارزه خـواهد فرمود.

ب) برپایی حکومت اسلامی

یکی از اهداف قیام سیدالشهداءعلیه السلام، تشکیل حکومت اسلامی و احـیای ارزشـ های اسـلامی بود، لذا در صورت پیروزی، حکومت اسلامی با رهبری امام حسینعلیه السلام تأسیس می شد تا در سایه ی آن بـتواند اهداف اسـلام (انسان سازی و جامعه پردازی) را تحقق بخشد. ابی عبداللهعلیه السلام فرمودند: «از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابـوسفیان حـرام است و اگر روزی معاویه را در بالای منبر من دیدید او را بکشید، ولی مردم مدینه او را بر منبر پیامبر دیدنـد و نـکشتند و اینـک خداوند آنان را به یزید فاسق (و بدتر از معاویه) گرفتار نموده است» (ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۱۰۰).

بدون بـرپاسازی حـکومت، نمی توان از احیای معارف و احکام الهی و تحقق عدالت در جامعه سخن گفت. امام حسینعلیه السلام خـود را شـایسته مـنصب حکومت می دانست و هنگامی که فرماندار مدینه برای بیعت با او آمد، فرمود: «کدامیک از ما شایستگی خـلافت و بـیعت داریم؟» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۸۱). این موضوع نشان دهنده ی شایستگی امام معصومعلیه السلام برای تشکیل حـکومت اسـلامی اسـت. در جایی دیگر فرمود: «ما اهل بیت پیامبر علیه السلام به ولایت و رهبری مردم سزوارتر از اینها(بنی امیه) هستیم، که بـه نـاحق مـدّعی این مقام بوده و همیشه راه ظلم و فساد و دشمنی با خدا را در پیش گرفته اند»(ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۱۷۰). امـام خـمینی(ره) در تبیین همین هدف می فرماید: «آنهایی که خیال می کنند حضرت سید الشهداء، برای حکومت نیامد. خیر (ایـن سـخن صحیح نیست)، اینها برای حکومت آمدند، برای اینکه باید حکومت در دست مـثل سـیدالشهداء باشد؛ (و) مثل کسانی که شیعه سیدالشّهداء هستند»(خـمینی، ۱۳۶۹، ج۲۱: ۳۰). امـا ایـن واقعیت را سید الشهداءعلیه السلام دریافته بود که اکـنون، زمـان حاکمیت امام معصوم علیه السلام نیست، چرا که جامعه، آنقدر از سنن نبوی(ص) و فرهنگ قرآنی فـاصله گـرفته، که از اسلام فقط نام و از قـرآن فـقط رسم آن مـانده بـود.

هدف از تشکیل حکومت مهدوی در آخرالزّمان، تحقق آرمـان همه ی انبیاء و هدف نهضت عاشورا است که در آن عدالت برپا گردد، بساط ستم بـرچیده شـود و صالحان، فرمانروایان مردم باشند. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عـَمِلُوا الصـَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ… وَ لَیمَکنَنَّ لَهمْ دِینـَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شـایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنـان را در این سـرزمین جـانشین [خود] قرار دهد… و آن دینـی را که برای شان پسندیده است بـه سـودشان مستقر کند، و بیم شان را به ایمنی مبدل گرداند»(نور/ ۵۵). در کتاب «الغیبه» نعمانی آمده است کـه امـام صادقعلیه السلام فرمود: «این آیه در خصوص حـضرت قـائمعجل االه تعالی فرجه الشریف و اصـحابش نـازل شـده است»(ابن ابی زیـنب، ۱۳۹۷: ۲۴۰)، یعنی خداوند وعده داده است که حکومت جهانی از آن حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف و اصحابش باشد تا بتواند بـا تـشکیل حکومت، امنیت و آسایش را به تمام مـردم دنـیا بـازگرداند. حـکومت جـهانی امام مهدی(عـج) زمـانی شکل می گیرد که تمام جهان آمادگی پذیرش و برپایی حکومت حقّه الهی را داشته باشند، حکومتی که بـر مـبنای تـوحید در سراسر جهان فراهم شود و سبب نابودی کفـر و شـرک و نـفاق در سـراسر گـیتی شـود. در حکومت جهانی مهدوی، یکتاپرستی در تمام عالم فراگیر و ظلم و بی عدالتی از چهره ی جهان برچیده می شود.

حکومت و رهبری جامعه از آن پیامبران و اولیای الهی است نه افراد ظالمی چون معاویه و یزید کـه خود را متصدی امر خلافت بر مردم می دانستند، در حالی که حکومت، مخصوص فرستادگان الهی و افراد صالح است و طاغوت ها و حاکمان جور، لیاقت و شایستگی حکومت بر جامعه اسلامی را ندارند. «وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبـُورِ مـِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیامبر) بعد از کتب آسمانی سابق نوشتیم که زمین را بندگان صالح ما به ارث می برند»(انبیاء/ ۱۰۵). در کتاب «کشف الغمه» در ذیل آیه فوق به نـقل از رسـول الله(ص) آمده است که فرمود: «زمانی که روز ظهور قائم ما برسد، خداوند متعال مردی از اهل بیت من که اسم او همنام من است، بر می گزیند، تـا زمـین را از عدل و داد پر سازد، همچنان که از ظلم و جـور پر شـده است»(اربلی، ۱۳۸۲، ج۳: ۳۳۶). در سوره فتح می خوانیم: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ شَهیداً؛ اوست آنکه پیامبرش را به هدایت و دیـن حـق فرستاد تا آن را بر همه ی ادیـان غالب سازد و این گواهی خدا کفایت می کند»(فتح/ ۲۸). امام صادقعلیه السلام فرمود: «او امامی است که اسلام را بر همه ی ادیان پیروز می گرداند و زمین را پر از عدل و داد می کند، چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد»(قـمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۱۷؛ ر.ک: ابـن بابویه، ۱۳۹۵، ج۱: ۳۳۱؛ کوفی، ۱۴۱۰: ۴۸۱).

ج) امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه ی اسلامی، یکی از مهمترین، سازنده ترین و حیاتی ترین ارزش های اسلامی است، که نقش بی بدیلی در سالم سازی فرد و جامعه را دارد. از نگاه امـیرمؤمنان عـلیعلیه السلام «تمامی اعـمال و کارها حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره ای در مقابل یک دریای بزرگ و پهناور اسـت» (سید رضی، ۱۴۱۴: ۵۴۲)، که اگر این فریضه فراموش شود، باید منتظر گـسترش بـسیاری از نـاهنجاری ها و فسادها در مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود، و ناامنی به یک معضل بزرگ در جامعه تبدیل می گردد. خداوند کـریم در سـوره هود می فرماید: «پس چرا از نسل های پیش از شما خردمندانی نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند؟ جـز انـدکی، از کسـانی که از میان آنان نجات شان دادیم»(هود/ ۱۱۶). خداوند امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ی همه ی انبیاء و ائمه دانـسته است، و در سوره نحل می فرماید: «و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که اعلام کند خـدا را بپرستید و از پرستش طاغوت بـپرهیزید»(نـحل / ۳۶).

یکی از مهمترین عوامل شکل گیری نهضت عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر بود. امام حسین علیه السلام مکرر به این موضوع اشاره می فرمود، تا به جامعه ی خفته بفهماند که علت این همه فسادها، تـرک امر به معروف و نهی از منکر است که شما را دامن گیر فساد سیاسی (یزید) و فساد اقتصادی و فرهنگی کرده است. وقتی کاروان امام حسینعلیه السلام به منزلگاه «ذی حسم» رسید، امامعلیه السلام بپاخاست و فرمود: «آیا نمی بینید که مـردم در زنـدگی ننگین و ذلت باری به سر می برند که نه به حق عمل می کنند و نه از باطل روی گردان می شوند. شایسته است که در چنین محیط ننگینی، شخص باایمان، جانبازی کند و به دیدار پروردگارش بشتابد. مـن در چـنین محیط ذلت باری، مرگ را جز رستگاری و زندگی با ستمکاران را جز رنج و نکبت نمی دانم»(ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

اگر در جامعه ای این دو فریضه ی الهی فراموش گردد، پایه های شریعت از هم می گسلد. امیر المومنین عـلیعلیه السلام مـی فرمایند: «قوام شریعت بر پایه ی امر به معروف و نهی از منکر و اقامه ی حدود الهی استوار شده است» (لیثی واسطی، ۱۳۷۶: ۳۷۰). امام حسین علیه السلام فرمود: «من تنها به انگیزه ی اصلاح امت جدم بپا خـواستم، مـی خواهم امـر به معروف و نهی از منکر نـمایم و بـه روش جدم و پدرم علی بن ابی طالب علیه السلام رفتار نمایم»(ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۲۸).

هدف امام حسینعلیه السلام از امر به معروف و نهی از منکر، نجات امّت از نـگون ساری و اسـارت نـفس بود. امام علیه السلام هنگامی که قصد داشت مدینه را بـه سـوی مکه ترک نماید، در کنار قبر حضرت حضرت رسول(ص) فرمودند: «خدایا من دوست دار معروف هستم و از مُنکَر بیزارم»(ابن نما حـلی، ۱۴۰۶: ۲۸). هدف سـید الشهداء(علیه السلام) از امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح جامعه اسـلامی و احیای سنّت نبوی بود. حضرت در نامه ای خطاب به بزرگان بصره می نویسد: «من شما را به کتاب خدا و سنت پیـامبر(ص) دعـوت مـی کنم، زیرا سنّت پیامبر خدا از بین رفته است. اگر دعوت مرا بـپذیرید و امـر مرا اطاعت کنید شما را به راه هدایت راهنمایی می کنم»(ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۱۱۲).

در حکومت جهانی امام مهدی(عـج)، فـریضه ی امـر به معروف و نهی از منکر برای احیای ارزش ها و هست پذیری عدالت اجتماعی نقش بـسزایی دارد. از امـام بـاقرعلیه السلام درباره آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاه»(حج/ ۴۱) سؤال شد، ایـشان فـرمود: «ایـن آیه درباره ی حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف و اصحابش وارد شده است. خداوند ایشان را مالک مشرق و مغرب زمین مـی گرداند و دین خـود را ظاهر می سازد و به سبب او و اصحابش بدعت ها را می میراند، چنانکه سفهاء، حق را میرانده اند، تا اینـکه در روی زمـین اثـری از ظلم دیده نشود، مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف و اصحابش امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و عاقبت امور بـرای خـدا است»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ص۸۷).

د) عدالت اجتماعی

یکی از اهداف قیام امام حسینعلیه السلام، همانند آرمان انبیای الهی، هست پذیری عـدالت بود(حدید/ ۲۵). ایشان در نامه ای که به مردم کوفه می نویسد، یکی از اهدافش را جلوگیری از ستم و اجرای عـدالت بـیان می کند و می فرماید:

ای مردم! رسول خدا(ص) فرمود: «هر کس سلطان ستمگری را ببیند کـه حـرام خـدا را حلال شمرده و عهد خدا را می شکند، خلاف سنّت رسول خدا(ص) رفتار می کند و در میان بندگان خدا بـه گـناه و سـتم عمل می کند، ولی او (شخص مسلمان) سکوت اختیار کند و نه از راه کردار و نه از راه گـفتار، سـلطان ستمگر را سرزنش نکند و در مقام انکار و عیب گویی بر نیاید، بر خداوند است که مسلمان (ساکت) را به کـیفر و سـزای همان ستمگر (آتش جهنم) محکوم کند» (ابن شعبه حرانی، ۱۳۶۳: ۵۰۵).

همچنین به مـردم بـصره می نویسد:

«به جان خودم سوگند که امام راسـتین و پیشـوای واقـعی جامعه ی اسلامی تنها کسی است که به مـقرّرات عـادلانه و انسان ساز کتاب خدا عمل نماید، دادگری و قسط را در کران تا کران جامعه تحقّق بخشد و عدالت را پیشـه سـازد، پیرو واقعی حق باشد و بر اسـاس حـقّ و در قلمرو قـانون، امـور و شـؤون جامعه را اداره نماید، خویشتن را از لغزش ها نگاه دارد و بـرای تـحقّق اهداف خداپسندانه تلاش کند، نه این که همه چیز را ابزار سلطه و رسیدن به هواهای خـویش سازد»(مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۹؛ ر.ک: طبرسی، ۱۳۷۱، ج۲: ۸۸).

در زمان غیبتِ حـجت بن الحسنعجل االه تعالی فرجه الشریف، بـی عـدالتی های قضایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جـامعه بـروز می نمایند که هدف امامعجل االه تعالی فرجه الشریف مبارزه با این نوع بی عدالتی ها است. امام رضـاعلیه السلام مـی فرماید: «هنگامی که قائم ما قـیام نـماید زمـین به واسطه ی نـور ایـشان روشن می شود، ترازوی عـدالت را در مـیان همه ی مردم قرار می دهد و در سرتاسر جهان هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد»(خـزاز رازی، ۱۴۰۱: ۲۷۳). از امـام سجادعلیه السلام روایت شده است که مـی فرماید: «هنگامی که قـائم مـا اهل بیتعجل االه تعالی فرجه الشریف خروج نـماید در میان همه ی بندگان خدا عدالت را پیاده می نماید و به عدل رفتار می نماید و عدالت او در بین افراد فـاسق و فـاجر یکسان اجرا می شود»(ابن حیون، ۱۴۰۹: ۳۹۷؛ کـلینی، ۱۳۸۱: ۳۱۳).

امـام مـحمدباقرعلیه السلام مـی فرمایند: «إِذَا قـَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یقـْسِمُ بـِالسَّوِیهِ وَ یعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِرِ الْحَدِیثَ؛ امام قائمعجل االه تعالی فرجه الشریف هنگاهی که ظهور نمایند امـوال را بـه طـور مساوی تقسیم می نمایند و میان همه ی مردم نـیکوکار و بـدکار بـه عـدالت رفـتار مـی نماید»(ابن بابویه، ۱۳۸۵، ج۱: ۱۶۱؛ ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۱: ۳۰).

یکی از ستم های رایج در عصر غیبت امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف بر مردم، این است که بیت المال به عدالت میان مردم تقسیم نمی شود، اما در عصر زنـدگی و ظهور حجت حقعجل االه تعالی فرجه الشریف، این ظلم فاحش ریشه کن خواهد شد. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «شما را به ظهور مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف بشارت می دهم، او زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که از جور و ستم پر شده اسـت. سـاکنان آسمان ها و ساکنان زمین، از او راضی می شوند و اموال و ثروت ها را بطور صحیح تقسیم می کند. کسی پرسید؟ معنی تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به مساوات در میان مردم تقسیم می گردد. سپس فرمود: دل های پیروان محمّد(ص) را پر از بـی نیازی مـی کند و عدالتش، همه را فرا می گیرد، تا آنجا که دستور می دهد کسی با صدای بلند صدا زند: «هر کس نیاز مالی دارد، برخیزد». هیچ کس جز یـک نـفر برنمی خیزد»(ابن طاووس، ۱۳۷۴: ۳۵۱؛ ر.ک: حائری، ۱۳۸۳: ۲۲۹؛ ر.ک: ابـن ابـی زینب، ۱۳۹۷: ۲۳۷).

در دعا می خوانیم: «اللَّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ بِلَادَک حَتَّی تُنِیرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الْجَوْرِ… وَ تُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ الْحَقِّ وَ مَجْهُولَ الْعَدْلِ؛ خداوندا، سرزمین ها را به دست مهدیعلیه السلام پاک گـردان… تـا با فروغ عدالت او سـیاهی های سـتم زوال پذیرد، و پایگاه های حق آشکار گردد، و عدل ناشناخته شناخته گردد»(طوسی، ۱۴۱۱، ج۱: ۴۰۹). امام خمینی (ره) در این زمینه می فرمایند: «زندگی سید الشهدا، زندگی حضرت صاحب الزمان (سلام الله علیه)، زندگی همه ی انبیاء از اول تا خاتم، همه ی آنـها به این معنا بوده است که در مقابل حکومت جور، حکومت عدل را خواستند درست کنند»(خمینی، ج۲۱: ۴۰)، لذا لازمه همه ی حکومت های الهی، عدالت است و حکومت بدون عدالت، قطعاً الهی و اسلامی نیست.

ه) اصلاح جـامعه (جـامعه پردازی)

اصلاح جـامعه و هدایت امت بسوی رهنمودهای الهی، یکی از اهداف هادیان راستین و اولیای الهی است. کلمه «اصلاح» و واژه های مرتبط آنـ، دوازده مرتبه در سوره های بقره، هود، قَصَص، اعراف، نساء، انعام، نور و شورا تـکرار شـده اند. «وَلا تـُفْسِدُوا فِی الْاَرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً اِنَّ رَحْمَهَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ؛ در زمین، پس از اصلاح آن فساد نـکنید، و او را بـا بیم و امید بخوانید و نیکی کنید، زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است» (اعـراف / ۵۶). امـام مـحمدباقرعلیه السلام در ذیل آیه فوق می فرماید: «زمین فاسد بود و خداوند بوسیله ی پیامبر اسلام(ص) آن را اصلاح نمود» (کـلینی، ۱۴۰۷، ج۸: ۵۸). حضرت شعیب به قومش فرمود: «إِنْ أُریدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفیقی إِلاَّ بِاللَّهِ؛ تـا جایی که قدرت دارمـ جـز اصلاحِ [شما را] نمی خواهم و توفیقم فقط به [یاری ] خداست(هود/ ۸۸). در این آیه حضرت شعیب به قومش که او را متهم به سودجویی و ثروت اندوزی کرده بودند می فرماید: «من یک هدف بیشتر ندارم و آن اصلاح شما و جـامعه است».

امام حسینعلیه السلام در وصیت نامه خود به محمد حنفیه، هدف خود را اصلاح امت جدّش رسول الله(ص) و امر به معروف و نهی از منکر معرفی فرمود: «انّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطـَلَبِ الْاِصـْلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکرِ…؛ قیام من قیام فردی کامجو یا آشوبگر و یا ستمگر نیست. من برای اصلاح امت جدم به پا خواسته ام، قصدم امر به مـعروف و نـهی از منکر است و به سیره ی جدم و پدرم رفتار می نمایم»(ابن شهرآشوب مازندرانی، ۱۳۷۹، ج۴: ۸۹).

امام حسینعلیه السلام در سرزمین منی فرمود: خدایا! تو می دانی که آنچه از ما سرزد، برای رقابت در فرمانروایی و نیز دسترسی به مـال بـی ارزش دنیا نبود، بلکه از آن روست که نشانه های آیین تو را آشکار سازم و امور مردم را سر و سامان بخشم، تا بندگان ستمدیده ی تو آسوده گردند و به فرایض و سنن و احکام تو عمل کنند»(ابـن شـعبه حـرانی، ۱۴۰۴: ۲۳۹). یکی از اقدامات بنیادینی که امـام حـسینعلیه السلام قـصد انجام آن را داشت، اصلاح افکار و اندیشه های باطل و خرافاتی بود که از دوران معاویه در جامعه رواج داشت، و این امر جز با شهادت او و یارانش ممکن نـبود.

هدف امـام عصرعجل االه تعالی فرجه الشریف نیز هدایت مردم بسوی حق تـعالی و اصـلاح جامعه ای است که دچار معضلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شده است. در سوره ی انبیاء می خوانیم: «وَ لَقَدْ کتَبْنَا فی الزَّبُورِ مـِن بـَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّلِحُون؛ ما در زبور، پس از تورات نوشتیم که این زمین را بـندگان صالح من به میراث خواهند برد»(انبیاء/ ۱۰۵). امام محمدباقرعلیه السلام فرمود: «ایشان اصحاب حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان هستند»(قـمی، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۴). ایـنان همان بندگان صالح خدا و یاران مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف هستند که وارثان زمین خـواهند شـد.

بنابراین، پیام امام حسینعلیه السلام و مهدی موعودعجل االه تعالی فرجه الشریف به جهان، پیام مساوات و برابری است، همان هدفی کـه بـه خـاطر آن انبیای الهی در طول قرن ها رنج ها را به جان خریدند، تا امور مردم را اصـلاح و سـامان بـخشند، اما طاغوت ها مانع تحقق آن شدند؛ از این رو، امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف زمانی ظهور خواهد کرد کـه بـتواند جـهان را از نظر اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متحول سازد، و جامعه ی انسانی را از تبعیض ها، بی عدالتی ها و بدعت ها پاک و حـکومت جـهانی را در زمین برپا نماید. بنابراین، هدف نهضت عاشورا، تربیت انسان و اصلاح جامعه بود، کـه نـاتمام مـاند، اما خداوند اراده فرمود تا این آرمان مقدس از سوی حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف محقق شود و زمـانی کـه زمین پر از ستم گردد و بدعت ها زنده و حاکمان یاغی دست به فساد زده اند، مصلحی خـواهد آمـد و جـامعه را اصلاح و حکومت عدل الهی را در زمین برپا می نماید.

و) ستیز با بدعت ها

بدعت در لغت، به معنای «چـیز نـوپیدا و بی سابقه، آیین نو و رسم تازه». و بدعت گذار، یعنی «آورنده رسم و آیـین تـازه»(دهخدا، ذیل واژه بدعت). در اصطلاح، بدعت، عبارت است از امری که در دین حادث شده و ریشه ای در کتاب و سنّت نـداشته بـاشد(طـریحی، ۱۳۷۵، ج۴: ۲۹۹). راغب می نویسد: «بدعت در مذهب، یعنی وارد کردن سخنی که گوینده و عمل کننده اش بـر روش و سـیره ی صاحب شریعت، و مستند بر اصول متقن نباشد»(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۱۱۱). پیامبر اکرم(ص) در مورد بدعت گذاران در دین می فرماید: «هرگاه پس از مـن اهل شک و بدعت را دیدید، بیزاری خود را از آنها آشکار کنید، و به آنها بـسیار دشـنام دهید، و درباره ی آنها زیاد بدگویی کنید، و عـیوب شان را زیـاد بـگویید، و به آنها تهمت بزنید (یا آنها را مـبهوت سـازید) تا به فساد در اسلام طمع نکنند و مردم را از آنها بر حذر دارید و از بدعت های آنـان (چـیزی) نیاموزند. خداوند در برابر این کـارهای تان بـرای شما حـسنات مـی نویسد و درجـات شما را در آخرت بالا خواهد برد»(کـلینی، ۱۴۰۷، ج۲: ۳۷۵).

امـام حسینعلیه السلام با شهادت خود، سبب رسوایی و در نتیجه نابودی دولت بدعت گذار بنی امیه شـد و هرگز در مقابل زیاده خواهی یزید کوتاه نیامد، و فـرمود:

«أَ لَاتَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا یعـْمَلُ بـِهِ وَ أَنَ الْبَاطِلَ لَا یتَنَاهَی عَنْهُ؛ آیـا نـمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟»(ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

در دوران امامت سالار شـهیدان علیه السلام، بـسیاری از تعالیم نبوی، به فراموشی رفـت و امـام حـسینعلیه السلام، ناگزیر برای احـیای دیـن جدش و مبارزه با بـدعت ها قـیام نمود، زیرا یزید، آشکارا دست به فساد آلوده بود و جامعه ی اسلامی را دچار انحطاط و خود را خـلیفه ی مـسلمین و جانشین پیامبر(ص) می دانست، و چنین شخصی قـطعاً اگـر بر مـردم حـکومت مـی کرد، تمام ارزش های اسلامی از بـین می رفت.

یکی از مهمترین بدعت های معاویه، تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت، قتل عام مسلمین و محبّان امـام عـلیعلیه السلام، مصادره ی ظالمانه ی اموال مردم، رشد سـرمایه داری فـرعونی در جـامعه، خـواندن نـماز جمعه در روز چهارشنبه و غـیره نـام برد، که سالار شهیدانعلیه السلام برای بی اعتبار ساختن اسلام دروغین اموی و احیای اسلام ناب، دست بـه قـیام زد تـا با این بدعت ها مبارزه و آنها را نابود نـماید (داودی، ۱۳۸۷: ۲۰۰ـ۲۰۵). امـام حـسینعلیه السلام در نـامه ای کـه بـه جمعی از بزرگان بصره نوشت، هدف از قیام بر ضد حکومت فاسد یزید را، احیای سنت جدش رسول الله(ص) و مبارزه با بدعت ها معرفی می کند و می فرماید: «من شما را به کتاب خدا وسـیره ی پیامبر خدا فرا می خوانم، چرا که در جامعه ی شما سنت نبوی از بین رفته و بدعت و فریبکاری جایگزین آن شده است، اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید، شما را به راه راست هدایت می کنم» (ابـومخنف کـوفی، ۱۴۱۷: ۱۰۷؛ نصر بن مزاحم، ۱۴۰۴: ۲۰۱). امام صادقعلیه السلام فرمود: «وقتی قائم ما قیام کرد مردم را از نو به سوی اسلام دعوت می نماید و به سوی چیزی که کهنه شده و عموم مردم از آن دور افتاده اند، هدایت مـی کند. آن جناب، «مهدی» نامیده شده، چون به چیزی که مردم از آن دور شده اند هدایت می شود و «قائم» نامیده شده چون برای به پا داشتن حق قیام می کند»(مـفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۸۳)

«امـام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف، همان کاری را کـه رسـول خدا (ص) انجام داد، انجام می دهد. بدعت های موجود را بی اعتبار خواهد ساخت، چنانکه رسول خدا(ص)، اساس جاهلیت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا می کند»(ابن ابی زیـنب، ۱۳۹۷، ص۲۳۱؛ ر.ک: قـمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۸۷؛ مازندارانی، ۱۳۸۲، ج۱۲: ۳۸۴).

ز) عدم بیعت بـا طـاغوت

بیعت از واژه ی «بیع»، به معنای پیمان بستن می باشد (بستانی، ۱۳۷۵: ۱۷۵). «ابن منظور»، در خصوص معنای بیعت می گوید: «دست در دست دیگری گذاشتن، به نشانه ی فروختن چیزی یا پیمان بستن و اطاعت از او می باشد»(ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۸: ۲۶). در قـرآن نـیز به واژه ی «بیعت» اشاره شده است: «در حقیقت کسانی که با تو بیعت می کنند جز این نیست که با خدا بیعت می کنند. دست خدا، بالای دست های آنان است، پس هر که پیمان شکنی کند تنها بـه زیان خـود پیمان مـی شکند و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودی خدا پاداشی بزرگ به او می بخشد»(فتح/ ۱۰).

مـهمترین درسی که از واقعه کربلا می توان گرفت، بیعت نکردن با حکومت فـاسد و زیـر بـار ظلم و ستم آن نرفتن است. امام علیه السلام با نهضت عاشورا، به همه ی انسان ها درس آزادگی و شجاعت آموخت، که به هیچ وجـه نباید تسلیم طاغوت ها و حاکمان فاسد شد، بلکه باید با آنها مبارزه کرد، حـتی اگـر بـه قیمت جان مان تمام شود.

زمانی که معاویه از دنیا رفت و یزید جانشین وی شد، به حاکم مـدینه دستور داد تا از امام حسینعلیه السلام بیعت بگیرد. ولید شخصی را نزد امامعلیه السلام فرستاد تا او را بـرای بیعت بخواند. عبیداله بـن زبـیر که همراه امامعلیه السلام بود از ایشان پرسید: اکنون که برای بیعت دعوت شده ای چه خواهی کرد؟ امام حسینعلیه السلام فرمود: «یزِیدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَهِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا یبَایعُ بِمِثْلِهِ؛ یزید مـردی فاسق، فاجر، دارای فسق علنی، خورنده شراب، و قاتل نفس محرّمه است. پس کسی چون من با شخصی مثل یزید بیعت نمی کند» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۸۱). هنگامی که ابن عباس نزد امامعلیه السلام آمد و قصد داشت امامعلیه السلام را بـه بـیعت با یزید ترغیب نماید، امامعلیه السلام در جواب ایشان فرمود: «هیهات، هیهات! ای ابن عباس! اینان دست از من بر نخواهند داشت و هر جا باشم به من دست خواهند یافت، تا به اجبار بـیعت کـرده یا مرا به قتل برسانند. به خدا سوگند! آنان همانند یهود که در روز شنبه پیمان خدا را شکستند و ستم کردند، به من ستم خواهند کرد. من به همان راهی که پیـامبر اکـرم(ص) مرا بدان مأمور ساخته است، خواهم رفت. ما از آن خداییم و به سوی خدا باز می گردیم»(بحرانی، ۱۴۱۳، ج۳: ۴۸۵).

سید الشهداءعلیه السلام در نزدیکی کربلا به یارانش فرمود: «ای عصرها و نسل ها! بهوش! که این فرومایه و فرزند فرومایه، مـرا مـیان دو راه مـخیر کرده است: یا ذلّت پذیری و تـسلیم خـفّت بار در بـرابر بیدادگران؛ یا مرگ پر افتخار و با عزّت! و چقدر دور است از ما که ذلّت و خواری را برگزینیم. خدا و پیامبر او و ایمان آوردگان و دامان های پاک و ریشه های پاکیزه و مغزهای روشن اندیش و غیرتمند و جـان های سـتم ستیز و بـا شرافت نمی پذیرند که ما فرمانبرداری فرومایگان و استبدادگران پست و رذالت پیشه را بـر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداریم» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۵۸).

امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف همانند جدش امام حسینعلیه السلام، به هیچ وجه زیـر بـار بـیعت با حاکمان و زمامداران ظالم نخواهد رفت و آنها را به کیفر اعـمال شان خواهد رساند. امیرالمومنین علی(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: «فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست، زمامداری حکومت می کند کـه غـیر از حـاکمان امروزی است، او حضرت مهدی عجل االه تعالی فرجه الشریف است که عمال و کارگزاران حکومت ها را بـر اعـمال بدشان کیفر خواهد کرد»(سید الرضی، ۱۴۱۴: ۱۹۶).

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «یبْعَثُ الْقَائِمُ وَ لَیسَ فِی عُنُقِهِ بـَیعَهٌ لِأَحـَدٍ؛ وقـتی امام عصرعجل االه تعالی فرجه الشریف قیام نماید بیعت هیچ کس بر گردنش نیست»(ابـن بـابویه، ۱۴۰۴: ۱۱۶). طـبق روایت فوق حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف زمانی که ظهور می نماید که بیعت هیچ حکومت جـائری بـر او نـباشد. امام زمانعجل االه تعالی فرجه الشریف در فلسفه غیبت شان می فرمایند: «اما در خصوص علت غیبت، هر یک از پدران من بیعتی از طـاغوت های زمـان به گردن داشتند، قطعاً من ظهور خواهم کرد هنگامی که بیعت احدی از طاغوت ها بر گـردنم نـباشد»(قـطب الدین راوندی، ۱۴۰۹، ج۳: ۱۱۱۵).

ح) انتقام از کشندگان امام حسینعلیه السلام و مستکبران عالم

حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف، یگانه منتقم خـون جـدش سید الشهداعلیه السلام است. در دعای ندبه، حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف به عنوان منتقم خون حـسینعلیه السلام مـعرفی شـده است: «کجاست طالب خون حسین(علیه السلام) که در کربلا کشته شد؟ کجاست آن که بر متجاوزان و مفتریان بـر او، یـاری شده است»(ابن مشهدی، ۱۴۱۹: ۵۷۹).

امام مهدی عجل االه تعالی فرجه الشریف به عنوان یگانه منجی عـالم بـشریت و مـنتقم شناخته شده است. او تنها کسی است که کاخ های استبداد را ویران، و از جفاکارن و قاتلان مظلومان و اولیای الهی انـتقام خـواهد گرفت. پیامبر اکرم(ص) هنگامی که به معراج رفتند در آن شب، خداوند چهره ی نـورانی حـضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف را به پیامبرش نشان داد و فرمود: «یا مُحَمَّدُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی إِنَّهُ الْحُجَّهُ الْوَاجِبَهُ لِأَوْلِیائِی وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی؛ ای مـحمد، بـه عزت و جلالم سوگند که او حجت خدا بر دوستان من، و منتقم دشمنان مـن اسـت»(طوسی، ۱۴۱۱: ۱۴۸). همچنین فرمود: «وَ هَذَا الْقَائِمُ الَّذِی یحَلِّلُ حـَلَالِی وَ یحـَرِّمُ حـَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی؛ این «قائم» همان اسـت که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام می کند، من به وسیله ی او از دشمنانم انـتقام مـی گیرم»(ابن بابویه، ۱۳۹۵، ج۱: ۲۵۳).

این موضوع در سـخنان مـلائکه با خـداوند مـتعال بـعد از شهادت سید الشهداء علیه السلام آمده است. امـام بـاقر(علیه السلام) می فرمایند: «وقتی که امام حسینعلیه السلام به شهادت رسید، ملائکه با گـریه های بـلند به درگاه خداوند، ضجه کرده و گـفتند: این حسین، برگزیده ی شـما و پسـر پیامبر (ص) شما است. خداوند سـایه ی حـضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف را به ملائکه نشان داد و فرمود: با این (قائم) انتقام حسین علیه السلام را می گیرم»(کـلینی، ۱۴۰۷، ج۱: ۴۶۵؛ ر.ک: طـبرسی، ۱۴۰۳، ج۱: ۶۴).

در زیارت عاشورا نیز از امام مـهدی(عـج) بـه عنوان خونخواه امـام حـسینعلیه السلام یاد شده است و ایـشان را بـه عنوان ثارالله (خون خدا، یا خون خواه خدا) معرفی نموده است: «خداوند مرا روزی کند کـه در خـدمت حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف و حق ناطق، کـه از شـما خاندان ظـهور خـواهد کـرد، خون شما را مطالبه نـمایم» (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۱۷۷). در روایات آمده است که شعار سپاه حضرت مهدی عجل االه تعالی فرجه الشریف «یا لثارات الحسین» اسـت و ایـشان انتقام جدش حسینعلیه السلام را از قاتلان آنها خـواهد گـرفت. امـام رضـا علیه السلام مـی فرمایند: «قائم ما(عـج) قـیام کند و یاری اش کنند و شعار یاران او(اصحاب و انصار و سپاه حضرت حجت) «ای خونخواهان حسین» است»(ابن بابویه، ۱۳۷۶: ۱۳۰).

نتیجه گـیری

۱٫ امـام حـسینعلیه السلام تمام سرمایه ی وجودی خود را در راه اسلام ایثار کـرد تـا اسـلام نـاب بـماند. اگـر فداکاری، ایثار، شجاعت، و جانفشانی سالار شهیدانعلیه السلام در راه خدا نبود تاکنون هیچ نامی از دین مبین اسلام باقی نمی ماند. حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف نیز برای پاسداشت ایثارگری های جدّ بزرگوارش، و احیای اسـلام و ارزش های اسلامی و حسینی قیام خواهد فرمود.

۲٫ سیره ی حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف، همان سیره ی امام حسین علیه السلام است. برای شناخت انتظار و مهدویت، نخست باید امام حسینعلیه السلام را شناخت و با آرمان های او آشنا شد.

۳٫ توأمانی ذکـر امـام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف با یاد امام حسینعلیه السلام، بیانگر آرمان ها، اهداف مشترک، انتقام خون مظلوم کربلا، سیره ی یکسان آنها در مبارزه با مستکبران، مبارزه با بدعت ها، عدم ذلت پذیری و بیعت نکردن با طـاغوت اسـت.

۴٫ هدف منجی موعود از تأکید بر یاد جد مظلومشعلیه السلام، این است که شیعیان به تأسّی از او، امر به معروف و نهی از منکر نمایند و در برپایی عدالت اجـتماعی در جـامعه از هیچ کوششی فروگذار نکنند.

۵٫ اگـر امـام حسینعلیه السلام با شهادت خود، بت زمانش را ملعون ابدی ساخت، مهدی موعودعجل االه تعالی فرجه الشریف نیز از این آرمان الهی دفاع می کند و تمام مستکبران عالم را نابود خواهد سـاخت.

۶٫ اهداف امام حسینعلیه السلام از قیام عـاشورا، عـدالت خواهی و مبارزه با ظلم و ستم و امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امور امت بود، ولی بخاطر خیانت مردم و جبهه نفاق، این اهداف به فرجام نرسید، اما حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف از طرف خداوند بـه عـنوان منتقم خون حسین بن علیعلیه السلام و شهدای کربلا و همه ی مظلومان عالم، با قیام خود، اهداف ناتمام جدش را به به اتمام خواهد رساند، و عدالت اجراء و سنت نبوی احیاء خواهد شد.

منابع

قـرآن کـریم.

[۱] ابن بـابویه صدوق، محمد بن علی.(۱۴۱۳). من لایحضره الفقیه. چ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

[۲] ابن بابویه صدوق، محمد بن عـلی.(۱۳۷۶). الامالی. چ ششم، تهران: انتشارات کتابچی.

[۳] ابن بابویه، علی بن حسین.(۱۴۰۴). الإمـامه و التـبصره مـن الحیره، چ اول. قم: مدرسه الإمام المهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف.

[۴] ابن ابی زینب، محمد بن ابراهیم.(۱۳۹۷). الغیبه النعمائی. چ اول. تهران: نشر صـدوق.

 [۵] ابـن بابویه صدوق، محمد بن علی.(۱۳۸۵). علل الشرایع. چ اول. قم: داوری.

[۶] ابن حیون، نعمان بن مـحمد مـغربی.(۱۴۰۹). شـرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهارعلیه السلام. قم: جامعه مدرسین.

[۷] ابن شعبه حرانی، حسن بن علی. (۱۳۸۱). تـحف العقول. مترجم: جعفری، چ اول. تهران: دارالکتاب.

[۸] ابن شعبه حرانی، حسن بن علی.(۱۴۰۴). تحف العـقول. چ دوم. قم: جامعه مدرسین.

[۹] ابـن بـابویه، محمد بن علی.(۱۳۹۵). کمال الدین و تمام النعمه. چ اول. تهران: انتشارات الاسلامیه.

[۱۰] ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی.(۱۳۷۹). مناقب آل ابی طالبعلیه السلام. چ اول. قم: انتشارات علامه.

[۱۱] ابن طاوس، علی بن موسی.(۱۳۷۴). الطرائف. مترجم: الهامی. چ دوم. قم: انتشارات نوید اسلام.

[۱۲] ابن مشهدی، محمدبن جعفر.(۱۴۱۹). المزار الکبیر، چ اول، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

[۱۳] ابن منظور، محمد بن مکرم.(۱۴۱۴). لسان العرب. چ سوم. بیروت: دارالفکرللبطاعه و النشر و التوزیع.

[۱۴] ابن نما حلی، جعفر بـن مـحمد.(۱۴۰۶). در سوگ امیر آزادی(مثیر الاحزان). مترجم: کرمی ع. چ اول. قم: حاذق.

[۱۵] ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی.(۱۴۱۷). وقعه الطف. چ سوم. قم: جامعه مدرسین.

[۱۶ ] اربلی، علی بن عیسی.(۱۳۸۲). کشف الغمه. مترجم: زواره ای ع. چ سوم. تهران: انتشارات الاسلامیه.

[۱۷] بـحرانی، سـید هاشم.(۱۴۱۳). مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر. چ اول. قم: مؤسسه المعارف الإسلامیه.

[۱۸ ] بستانی، فواد افرام.(۱۳۷۵). فرهنگ ابجدی. چ دوم. تهران: انتشارات اسلامی.

[۱۹] پور سید آقایی، سید مسعود.(۱۳۸۲). عاشورا و انتظار. چ اول. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مـهدی(عـج).

[۲۰] تونه ای، مجتبی.(۱۳۸۳). فرهنگ الفبایی مهدویت پیرامون حضرت مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف. چ اول. قم: انتشارات مشهور.

[۲۱] جمعی از نویسندگان.(۱۳۸۶). فرات تا فرات. چ اول. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعودعجل االه تعالی فرجه الشریف.

[۲۲] خزاز رازی، علی بن محمد. (۱۴۰۱). کفایه الاثـر فـی النـص علی الائمه الاثنی العشر. قـم: انـتشارات بـیدار.

[۲۳] خمینی، سید روح اله.(۱۳۶۹). صحیفه نور. چ اول. تهران: انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

[۲۴ ] داودی، سعید.(۱۳۸۷). عاشورا، ریشه ها، انگیزها، رویدادها. پیامدها. قم: انتشارات عـلی ابـن ابـی طالبعلیه السلام.

[۲۵] دهخدا، علی اکبر.(۱۳۷۹). لغت نامه دهخدا. تـهران: انـتشارات دانشگاه تهران.

[۲۶] راغب اصفهانی، حسین بن محمد.(۱۴۱۲). مفردات الفاظ قرآن. چ اول. بیروت: دارالقلم، الدارالشامیه.

[۲۷] سلیمانیان، خدامراد. (۱۳۸۸). فرهنگنامه مهدویت. تهران: بـنیاد فـرهنگی مـهدی موعود، مرکز تخصصی مهدویت.

[۲۸] سید الرضی، محمد بن حسین. (۱۳۷۸). نـهج البلاغه. مترجم: شهیدی ج. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

[۲۹] طبرسی، احمد بن علی. (۱۳۷۱). الاحتجاج علی اهل اللجاج. مترجم: غفازی ا. تـهران: انـتشارات مـرتضوی.

[۳۰] طبرسی، احمد بن علی. (۱۴۰۳). الاحتجاج علی اللجاج. چ اول. مشهد: انتشارات مرتضی.

[۳۱] طـریحی، فـخرالدین.(۱۳۷۵). مجمع البحرین. چ سوم. تهران: مرتضوی.

[۳۲] طوسی، محمد بن الحسن.(۱۴۱۱). الغیبه(للطوسی). چ اول. قم: دارالمعارف الاسلامیه.

[۳۳ ] طوسی، مـحمد بـن الحـسن.(۱۴۰۷). تهذیب الاحکام. چ چهارم. تهران: دارالکتب الاسلامیه.

[۳۴] فولادوند محمد مهدی.(۱۴۱۵). ترجمه قرآن(فـولادوند). چ اول. تـهران: دار القـرآن الکریم

[۳۵] قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله. (۱۴۰۹). الخرائج و الجرائح. چ اول. قم: مؤسسه امام مهدیعجل االه تعالی فرجه الشریف.

[۳۶] قـمی، عـلی بـن ابراهیم.(۱۴۰۴). تفسیر القمی. چ سوم. قم: دارالکتاب.

[۳۷] کلینی، محمد بن یعقوب.(۱۴۰۷). الکافی. چ اول. تهران: دارالکتاب الاسـلامیه.

[۳۸] کـلینی، محمد بن یعقوب.(۱۳۸۱). بهشت کافی(ترجمه روضه کافی). مترجم: آژیر م ح. قم: انتشارات سـرو.

[۳۹] کـوفی، فـرات ابن ابراهیم(۱۴۱۰). تفسیر فرات الکوفی. تهران: موسسه الطبع و النشر فی وزاره الارشاد الاسلامی.

[۴۰] معین، مـحمد.(۱۳۸۱). فـرهنگ معین. تهران: انتشارات ادنا.

[۴۱] مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳)، بحارالانوار. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی.

[۴۲] مفید، مـحمد بـن عـلی.(۱۴۱۳). الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد. چ اول. قم: موسسه آل البیتعلیه السلام.

[۴۳] مفید، محمد بن محمد.(بی تـا). الارشـاد للمفید. مترجم: رسولی محلاتی س ه. چ دوم. تهران: انتشارات اسلامیه.

[۴۴] مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۸۸). تفسیر نـمونه. چ ۲۶٫ قـم: دارالکـتب الاسلامیه.

[۴۵] مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۷۳). ترجمه قرآن( مکارم). چ دوم. قم: دار القرآن الکریم

[۴۶] نصر بن مزاحم، ابوالفضل.(۱۴۰۴). وقعه الصـفین. چ دوم. قـم: مـکتبه آیه الله المرعشی النجفی.

 

حتما بخوانید:   مداحی پیاده روی اربعین با نوای حاج امیر عباسی و با عنوان پیاده سوی کربلا