ashura | پیام های عاشورا | پیام های واقعه عاشورا | معرفی یاران امام حسین علیه السلام | گریه بر امام حسین ع | گریه برای امام حسین ع | مسابقه سفینه النجاه | امام حسین ع | امام حسین علیه السلام | عاشورای حسینی | امام حسین علیه السلام | پیام عاشورا | سیدالشهداء | shia | محرّم | shia muslim | محرم | عاشورا | امام حسین ع | شیعه

پیامبران و امام حسین علیه السلام

با حمایت مالی/معنوی از خاکریزفرهنگی وارثین در ترویج فرهنگ ناب ایرانی-اسلامی و مقابله جدی با تهاجم فرهنگی سهیم شوید. چند مورد از روش های حمایت معنوی: - مراجعه روزانه به تارنمای خاکریز و مطالعه چند مورد از مقالات - معرفی خاکریزبه دوستان - انتشار مقالات در شبکه های اجتماعی

آیا می دانید چه کسی اولین بار قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن کرده است؟ جواب سوال، حضرت آدم است. مطالب بیشتر را در این مقاله از خاکریز فرهنگی وارثین بخوانید.

حضرت آدم علیه السلام در کربلا

هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد، میان او و همسرش «حوا» جدایی افتاد. آدم برای یافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در میانه راه، گذارش به کربلا افتاد. پس بی‌اختیار، اشک از چشمانش جاری شد و ابری از غم، دلش را تسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! آیا دیگربار، دچار معصیتی شده‌ام که این حال به من دست داده است؟

خطاب رسید: «ای آدم! گناهی از تو سر نزده است، بلکه در این سرزمین، فرزند تو ـ حسین علیه السلام ـ را با ستم، به قتل می‌رسانند»

عرض کرد: خدایا حسین(علیه السلام) کیست؟ آیا از پیامبران است؟

ندا آمد: «نه، پیامبر نیست، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ است.»

عرض کرد: خدایا! قاتل او کیست؟

خطاب آمد: «نامش یزید است که ملعون آسمان‌ها و زمین‌ است.»

در این هنگام، به جبرئیل رو کرد و گفت: درباره قاتل حسین علیه السلام چه باید کرد؟

جبرئیل گفت: «باید او را لعن کرد».

حتما بخوانید:   چه کسانی پیکر مطهر امام حسین ع و یارانش را به خاک سپردند؟

آدم علیه السلام چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین کربلا خارج شد. (۱)

کشتی نوح در کربلا

عجله کنید: «همه سوار بر کشتی شوید. کودکان را فراموش نکنید. عذاب خداوند نازل شده است» این کلامی بود که حضرت نوح علیه السلام به قوم خود می‌گفت: از آسمان و زمین آب فوران می‌کرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده بود. همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران گفت: خدایا! چه شده است؛ چرا کشتی حرکت نمی‌کند؟

ناگهان ندا آمد: «ای نبی‌الله! این‌جا، سرزمینی است که فرزند‌زاده خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و پسر اشرف اولیا کشته می‌شود.»

نوح علیه السلام پرسید: قاتل او کیست؟

ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمین است.» نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا کرد. (۲)

عبور حضرت ابراهیم از قتل‌گاه

ابراهیم علیه السلام به سرزمین کربلا رسید. آرام آرام با مرکبش می‌گذشت که ناگهان به گودال قتل‌گاه رسید و اسب، او را به زمین زد. ابراهیم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدایا! از من، چه خطایی سر زده است که به این بلا دچار شدم؟

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین، فرزند آخرین فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل می‌رسانند.» ابراهیم علیه السلام پرسید قاتل او کیست؟

حتما بخوانید:   فیلم کامل بیانات رهبری | آمریکا محکوم به زوال از صحنه قدرت جهانی است

جبرئیل گفت: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمین است که قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.» در این هنگام، ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرین کرد. (۳)

باد و سلیمان علیه السلام

سلیمان علیه السلام بر بساط خود، در آسمان در حال حرکت بود. ناگهان، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سلیمان از کنترل وی خارج شد. سلیمان علیه السلام تعجب کرد و وحشت و اضطرابی عجیب، سراپای او را فرا گرفت.

پرسید: چه شده است؟

باد جواب داد: ما به قتل‌گاه حسین علیه السلام رسیده‌ایم.

سلیمان پرسید: حسین علیه السلام کیست؟

باد گفت: او فرزند علی بن ابی‌طالب و دختر خاتم ‌الانبیا ـ محمد مصطفی ـ است که در این سرزمین، به دست قومی جفاکار به قتل می‌رسد.

سلیمان پرسید: نام قاتلش کیست؟

پاسخ داد: او ملعون زمین و آسمان‌ها است.

در این هنگام، سلیمان دست به آسمان برداشت و یزید را لعن کرد. باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین کربلا دور کرد. (۴)

 موسی و کربلا

موسی علیه السلام با «یوشع‌ ابن نون» در راه بودند که ناگهان، نعلین موسی علیه السلام پاره شد و خاری در پایش فرو رفت و خون از آنجاری شد. موسی رو به آسمان گفت: خدایا! مگر از من گناهی سر زده است که به چنین کیفری، در دنیا مبتلا می‌شوم؟

خطاب رسید: «ای موسی! نام این سرزمین کربلا است و در همین سرزمین، خون حسین علیه السلام ریخته می‌شود و به دست قومی جفاکار به قتل می‌رسد.»

حتما بخوانید:   روایتی از زندگی مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی (رضوان الله علیه)

موسی گفت: خدایا! حسین کیست؟

خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفی، آخرین فرستاده من، است.»

عرض کرد: قاتل او کیست؟ فرمود: «کسی است که ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا نیز او را لعن می‌کنند.»

موسی علیه السلام نیز رو به آسمان کرد و قاتلان حسین علیه السلام را لعن و نفرین کرد و با یوشع از زمین کربلا گذشت. (۵)

 عیسی علیه السلام و کربلا

عیسی علیه السلام که در جمع حواریان بود و از سرزمین کربلا می‌گذشت، پس از شنیدن خبر قرار گرفتن شیری بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شیر گفت: چرا در این راه نشسته‌ای و مانع رفت و آمد عابران هستی؟
حیوان به زبان آمد و گفت: یا نبی‌الله! نمی‌گذاریم از این‌جا بگذری، مگر آن که بر یزید، قاتل حسین، لعن کنی.
عیسی علیه السلام پرسید: قاتل او کیست؟
شیر گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بیابان‌ها است، به ویژه در ایام عاشورا.
عیسی علیه السلام به همراه حواریان دست به آسمان برداشت و یزید و قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن کرد. آن‌گاه شیر از سر راه کنار رفت و آنان از آن سرزمین گذشتند.

 

 

بازنشر از: تبیان

پاسخ دهید

CLOSE
CLOSE

قبل از همه مقالات وبسایت را بخوانید . . .

مطمئنا برای شما هرزنامه نخواهیم فرستاد!

باتشکر، عضویت شما انجام شد

ورود شما را به جمع اعضاء خبرنامه وبسایت تبریک عرض می کنیم!

حمایت مالی